تخطي إلى المحتوى الرئيسي

زندگانى چهارده معصوم ( ع ) ( فارسى ) — صفحة 140

مساهمون:

ص١٤٠

مأمون بعد از شهادت حضرت رضا ( ع ) به بغداد آمد و مقر حكومت خود را آنجا قرار داد . او چون شنيد كه علماى بلاد به مدينه رفته‌اند و آن بزرگوار را به امامت پذيرفته‌اند ، به هراس افتاده و حضرت جواد را به بغداد احضار كرد . مأمون از آن حضرت تجليل كرد و دختر ام الفضل را به عقد ايشان در آورد . امام جواد پس از مدتى با ام الفضل به قصد زيارت بيت الله الحرام به حجاز رفتند و پس از اعمال حج به مدينه برگشتند و تا مأمون زنده بود ، در مدينه بودند . « 1 » بعد از مرگ مأمون ، برادرش معتصم به منصب خلافت نشست و چون از حضرت جواد و استقبال مردم از آن بزرگوار مىترسيد ، حضرت را جبراً به بغداد طلبيد و طولى نكشيد كه حضرت جواد ( ع ) را شهيد نمود . عمر حضرت جواد گرچه كوتاه بود و غالباً در تبعيد صرف شد ؛ ولى بايد گفت عمر پربركتى بود . كلينى رُحِمُهْ اللّه ، در كافى از حضرت رضا نقل مىكند كه فرموده‌اند : هذَا الْمَولُودُ الَّذِي لِمْ يُولَدْ مَوْلُودٌ اعْظَمُ بَرَكَةً مِنْهُ . « 2 » اين مولد - حضرت جواد - مولودى است كه پر بركت‌تر از او زاييده نشده است . از جمله امتيازهاى امام جواد ، اظهار علم اهل بيت است و بايد گفت شجاعى در ميدان علم مثل او نيامده است . در تاريخ آمده است كه چون حضرت رضا ( ع ) از دنيا رفت ، عده‌اى از بزرگان و علما به مدينه آمدند و سى هزار مسأله در چند روز از حضرت جواد ( ع ) سؤال نمودند ، و حضرت جواد بدون تأمل و فكر جواب دادند .

هامش
( 1 ) - جلاء العيون شبر ج 3 ص 11 به نقل مجلسى ره از شيخ مفيد ره و ديگران
( 2 ) - كافى ج 1 ص 321 - ارشاد مفيد 229 - انوار البهيه ص 125