نداريم . حضرت فرمودند : آن قبر من است ، زمانى نخواهد گذشت كه من در طوس مدفون مىشوم . هر كه مرا زيارت كند ، در بهشت با من است و از اين جهان آمرزيده خواهد رفت . « 1 » دعبل ادامه مىدهد :
قيام پيشوا - امام - قطعاً واقع مىشود با نام خدا و با فيض و بركات خدا مىآيد . حق و باطل با وجود او در ميان مردم ظاهر مىشود و خوبان و بدان به جزاى كردارشان خواهند رسيد . چون به اينجا رسيد ، حضرت رضا بلند شد و براى احترام دست روى سرنهاد و سر فرود آورد ، گريه كرد و فرمود : دِعْبِلْ ! اين امام را مىشناسى ؟ دعبل گفت : مىدانم كه امامى از شما قيام مىكند و به دست او پرچم اسلام روى زمين افراشته مىشود و عدالت اسلامى ، سرتاسر جهان را مىگيرد . فرمود : دعبل ، امام بعد از من ، محمد پسر من است و بعد از او پسرش على است و بعد از او پسرش حسن است و بعد از حسن پسر او حجت ، قائم آل محمد منتظر مطاع است . منتظر است در غيبت ، مطاع است وقت ظهور . او است كه جهان را از عدالت انباشته مىكند ، پس از آنكه از ظلم انبوه بود . سپس حضرت صد دينار و يك لباس به دعبل عنايت كردند . « 2 » چون دعبل به قم آمد ، هر دينارى را از او صد دينار خريدند و هر چه كردند كه لباس را به هزار دينار از او بخرند نداد ؛ ولى چون از قم بيرون رفت ، بعضى از اهل قم لباس را به زور از او گرفتند . « 3 » در خاتمه اشارهاى به حضرت معصومه ( س ) مىكنيم : بانويى كه شأن و مقامى عالى نزد خداى متعال دارد . بانويى كه دختر امام ، خواهر