كه زحمات اقتصادىاش از بين نخواهد رفت . تا خودش هست استفاده مىكند ، و وقتى فوت كرد فرزندانش به جاى او خواهند نشست ، اينها جزوى از وجود خود او هستند . و به همين جهت است كه در ترتيب ورثه نيز همين قرب و نزديكىشان به متوّفى رعايت شده است . و بنابراين وارث به جاى موّرث مىنشيند . و در اسلام مالياتى هم بر ارث بسته نشده است ، و اگر دقت شود چقدر اين مطلب بنفع توليدات كشور است . از جهت اطمينان هر شخص باينكه محصول كارش براى خودش و يا فرزندان و نزديكانش محفوظ خواهد بود .
در برخى قوانين مدنى روز ، شفعه نيز يكى از عوامل مالكيّت شمرده شده است .
شفعه اين است كه وقتى دو نفر به شراكت مالك يك زمين و ملكى هستند ، اگر يكى از آن دو شريك ، سهم خود را فروخت ، شريك ديگر حق دارد سهم فروخته شده را از خريدار بخرد و خريدار نمىتواند از اين كار امتناع ورزد .
با دقّت در اين قانون به خوبى روشن مىشود كه شفعه را نبايد به عنوان عاملى جداگانه براى مالكيّت حساب نمود . اين هم يك قرارداد است كه به تبع يك قرارداد ديگر انجام مىگردد .
البته انها كه شفعه را يك عامل جداگانه حساب كردهاند ، به جاى عامل « قرارداد » ، خصوص « بيع » را ذكر كردهاند . ليكن اين يك اشكال بزرگ دارد ، زيرا آن وقت جاى قراردادهاى ديگرى چون هبه و صلح و اجاره و . . . خالى مىماند .
* * *
مالكيت ها ( فارسى ) — صفحة 168
مساهمون: الشيخ محمد علي الگرامي القمي
ص١٦٨