تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 90

مساهمون:

ص٩٠
هيچ كس راستگارى « 1 » و نجات نيافته مگر بوسيلهء ما ، و هر كه را دوستى ما توشهء او باشد هرگز نااميد نشود . هر كه مسرور كند ما را ، ما نيز روزى او را مسرور كنيم ، و هر كه بدى به ما كند بر نهج حلال از مادر متولّد نشده . پس ، از نظرم غايب شد ، بسى تأسّف خوردم كه ندانستم كيست ، چون به مكّه رسيدم روزى او را در مطاف جماعتى بيشمار و خلايق بسيار ديدم كه حلقه زده ايستاده‌اند ، پس رفتم تا ببينم كه اين غوغا چيست ، همان كودك را ديدم كه مردمان در دور وى جمع شده‌اند و مسائل حلال و حرام و مشكلات قرآن و دقايق احاديث سيّد انام صلى الله عليه و آله را مىپرسند و او به زبان فصيح و بليغ مشكلات ايشان را جواب مىفرمايد ، از يكى پرسيدم كه اين كودك كيست ؟ گفت : ويحَك « 2 » ! اين را نمىشناسى ؟ كسى است كه سنگريزه‌هاى بَطحا « 3 » او را مىشناسند ! اين است قرّة العينِ حسين بن على : علي بن الحسين زين العابدين عليهم السلام . چون اين را شنيدم گريان و نالان به خدمت او رفته دست و پاى وى را بوسيدم [ و ] زيارتش كردم « 4 » . در حديث است كه عبدالملك بن مروان در مسجدالحرام طواف مىكرد و امام سجّاد عليه السلام در پيش روى او طواف مىكردند و متوجّه او نمىشدند و عبدالملك آن حضرت را نمىشناخت ، پس متوجّه اصحاب خود شده پرسيد كه : كيست اين كس كه در پيش روى من طواف مىكند و متوجّه من نمىشود ؟ گفتند : اين على بن الحسين عليهما السلام است . پس نشست در مكان خود ، گفت : حاضر كنيد او را . خادمان عبدالمك آمده آن حضرت عليه السلام را برگردانيدند ، چون حضرت را ديد گفت : يا على ، من قاتل پدر تو نيستم ، چرا نزد ما نمىآيى ؟ فرمود كه : قاتل پدر من فاسد كرد بر آن فعل دنياى خود را ، و پدر
هامش
( 1 ) - راستگارى : درستكارى ، راستكردارى . لغت نامه . ( 2 ) - وَيْحَك : مركب است از « وَيْح » كه كلمهء ترحم است و كاف خطاب ؛ اى واى بر تو . لغت نامه . ( 3 ) - بَطْحا ( يا بَطْحاء ) : وادى مكّهء معظّمه و خود مكّه . لغت نامه . ( 4 ) - ( با تغييرات ) مستدرك 8 / 31 ب 21 ح 8995 - 10 ؛ بحار 46 / 91 ب 5 ؛ المناقب 4 / 155 .
مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 90 | عبد الجبار بن زين العابدين شكوئى