اى صاحب بلنديها و علويها « 1 » ، بر توست اعتماد و پناه من ، مرحبا و گوارا باد به كسى كه تو مولاى او باشى و غير تو را به مولايى نپسندد .
گوارا باد به كسى كه بوده باشد ترسان از غضب تو ، و شب تا سحر از ترس تو بيدار باشد [ و ] پيوسته شكايت كند دردهاى پنهان و آشكار خود را به درگاه ايزد متعال و صاحب عزّ و جلال ( كه عبارت باشد از خداوند لا يزال ) ، و حاجات خود را بجز [ به ] درگاه عزّت تو نياورد .
هيچ علّت « 2 » و ناخوشى از براى او ( يعنى خود آن بزرگوار عليه السلام ) نيست كه بيشتر باشد از محبّت بر مولا و آقاى خود ( يعنى محبّت و دوستىِ آقايش چنان غالب و مستولى گشته كه جسم او را رنجور و بدنش را عليل كرده [ طورى ] كه ساير ناخوشيها و علّتها در مقابل آن مُضمحِل « 3 » و نابود گشته است ) .
زمانى كه شكايت و اظهار نمايد حزن و اندوه خود را ، جواب مىدهد خداوند عالم و قبول مىفرمايد .
چون مبتلا گردد به تاريكى شب ظلمانى در حالتى كه تضرّع و زارى نمايد ، گرامى دارد او را خدا ، و به مقام قرب و منزلت خود مىرساند .
انس گويد : ناگاه صداى هاتفى را شنيدم كه در مقابل جواب آن حضرت اين كلمات را ذكر فرمود :
لبَّيكَ عَبدي وَ أنتَ في كَنَفي * وَ كُلَّ مَا قُلتَ قَد عَلِمْناهُ
صَوتُكَ تشتاقهُ ملائِكَتي * فَحَسبُك الصّوت قد سَمعْناهُ
دُعائكَ عِندي يَجولُ في حجبٍ * فَحَسْبكَ السّتر قَد سفرناهُ
لَو هَبَّت الرّيحُ مِنْ جوانبهِ * خَرَّ صريعاً لما تغشاهُ
هامش
( 1 ) - عُلوى ( يا عِلوى ) : منسوب به « علو » ، خلاف سفل ، بالا ، بلندى و سمائى . لغت نامه .
( 2 ) - عِلّت : بيمارى . لغت نامه .
( 3 ) - مُضْمَحِلّ : نيست و محو شونده . لغت نامه .