سَلنى بلا رغبة و لا رهب * و لا حساب إنَّني أنا اللَّه « 1 »
[ يعنى : ] « 2 »
اى بندهء گرامى من ، اجابت نمودم تو را و قبول كردم دعاى تو را ، و تو در پشت پناه منى ، و هرچه گفتى قبول كرديم و دانستيم آن را .
صداى تو را مشتاقند ملائكهء من ، پس كفايت كند تو را چنين صدايى كه ملائكهء من مشتاق باشند ، بتحقيق به گوش لطف و مهربانى شنيديم آن صوت را .
دعاى تو مىرسد به حجابات عزّت و جبروت « 3 » و مقامات عظمت و ملكوت « 4 » كه پردههاى ردّ و كم لطفى دامنگير وى نگرديد ، پس كفايت مىكند در لطف و مرحمت اينكه پرده را از ميان خود گشوديم و برداشتيم .
در توجيه اين كلام شريف [ يعنى بيت چهارم : لَو هَبَّت . . . ] دو وجه ذكر نمودهاند :
اوّل اينكه : ضمير جوانبه راجع است بسوى دعا ؛ يعنى : دعاى تو به مقام بلندى از قرب خداوندى به جايى رسيده است كه اگر صاحب شعور و مرد صاحب عقل و روح مىشد هر آينه از تجلّيات انوار جلال خداوندى و احاطهء اشراقات ربّانى مدهوش و بى خود مىگرديد و مانند كسى كه از هر طرف باد تندى او را گرفته باشد [ از خود ] بىخود [ شده ] ، به زمين مىافتاد .
دوّم اينكه : ضمير جوانبه از باب التفات راجع است به خود امام حسين عليه السلام ؛ يعنى [ ايشان ] از بسيارىِ عبادت و خضوع ، و نهايت محبّت و خشوع ، جسم مباركش در ضعف به مرتبهاى رسيده كه اگر بادى به او بوزد هر آينه بىاختيار به زمين خواهد افتاد .
سؤال نما از من هرچه دلت مىخواهد و به خاطر خطور نمايد بىاعراض نااميدى ، و بىخوف و خجالت ، و بىحساب و نهايت ، بدرستى كه منم خداوند عالميان كه در عطاى من حسابى و اندازهاى نمىباشد ( چنانچه عطاى محتاجان چنين است ) .
هامش
( 1 ) - ماجرا با اندكى تغيير در اين منابع نقل شده است : بحار 44 / 192 ح 5 ؛ المناقب 4 / 69 .
( 2 ) - در متن ، بعد از هر مصرع ترجمهء آن آورده شده بود كه به اين صورت تغيير داده شد . م .
( 3 ) - جَبَروت : بزرگوارى ، عظمت . لغت نامه .
( 4 ) - مَلَكوت : پادشاهى بزرگ ، بزرگى و چيرگى ، عالم ارواح و عالم غيب . لغت نامه .