جراحتهاى او شديد شد تيرى از كنانهء « 1 » خود بيرون آورد و خود را به آن تير كشت « 2 » .
از جمله [ شهداى احد است ] مخيريق يهودى ، چنانچه ابن ابى الحديد روايت كرده است كه مخيريق از احبارِ « 3 » يهود بود ، روز شنبه كه حضرت رسول صلى الله عليه و آله در احد بود گفت : اى گروه يهود ، شما مىدانيد كه محمّد صلى الله عليه و آله پيغمبر است و يارى او بر شما لازم است . يهود گفتند : امروز روز شنبه است ، و در شنبه متوجّه كارى نبايد شد . گفت : بعد از اسلام ، شنبه نمىباشد ؛ و شمشير خود را برداشت و خدمت حضرت آمد و شهيد شد .
پس حضرت فرمود كه : مخيريق بهترين يهود است . و چون بيرون مىرفت گفت : اگر من كشته شوم مالهاى من همه از پيغمبر باشد ، هر چه خواهد بكند . پس اكثر اوقاف حضرت در مدينه از مال او است « 4 » .
و ديگرى عبداللَّه بن عمرو ؛ كه پدر جابر انصارى است ، و پيش از غزوهء احد در خواب ديد مبشّر بن عبدالمنذر را ( كه در بدر شهيد شده بود ) ، كه به او گفت : اى عبداللَّه ، تو در اين ايّام به نزد ما خواهى آمد . سؤال كرد كه : در كجاى مىباشى ؟ گفت : در بهشت مىباشم ، و به هر جاى بهشت كه مىخواهم مىگردم . عبداللَّه گفت كه : تو در بدر كشته نشدى ؟ گفت : بلى كشته شدم ، خدا مرا زنده كرد . چون عبداللَّه اين خواب را به حضرت رسول صلى الله عليه و آله نقل كرد ، حضرت فرمود كه : شهيد خواهى شد اى پدر جابر . اين است كه عبداللَّه در جنگ احد ، بعد از سعى بَليغ « 5 » پيش رسول خدا صلى الله عليه و آله به دست سفيان بن
هامش
( 1 ) - كِنانَة : تيردان چرمين بىچوب يا بر خلاف آن ، جعبه . لغت نامه .
( 2 ) - بحار 20 / 98 ب 12 ؛ شرحنهج 14 / 260 ؛ الفصولالمختارة / 145 ؛ و بطور مختصر : مستدرك 18 / 216 ب 5 ح 22544 - 1 ؛ اعلامالورى / 84 ب 4 .
( 3 ) - احْبار : دانشمندان ، علماى يهود . لغت نامه .
( 4 ) - ( در منابع ، نام اين فرد « مخيرق » نقل شده است ) شرحنهج 14 / 260 ؛ بحار 20 / 130 ب 12 .
( 5 ) - بَليغ : كامل ، تمام . لغت نامه .