تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 411

مساهمون:

ص٤١١
رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله واجب بود ! گفت : نه . پس امام عليه السلام رو به من كرد ، فرمود : يا يونس ، اين مرد پيش از آنكه حرف زند حجّت « 1 » بر خود قائم مىكند « 2 » ، ببين كه از اهل كلام در اين بيرون كسى باشد ، بطلب تا با او سخن گويد . من گفتم : يابن رسول‌اللَّه ( صلى الله عليه و آله ) ، شما نهى از كلام مىفرماييد و شنيده‌ايم كه مىگوييد « ويلٌ لأصحابِ الكَلامِ » « 3 » ؟ فرمود : بلى ، آنها آنانند كه قول ما را بگذارند و هر چه خود خواهند گويند . پس من رفتم و حمران بن أعين و محمّد بن نعمان و هشام بن سالم و قيس بن ناصر ( كه همهء ايشان متكلّمانند و از اصحاب آن حضرتند ) ، حاضر كردم ، و هر يك با [ مردِ ] شامى حرف زدند كه در آن اثنا آن حضرت از شكاف خيمه نگاه كرد ، شخصى را ديد كه از دور مىآيد ، گفت : هشام بربِّ الكَعبة . و اهل مجلس گمان كردند كه هشام عقيل است ( يعنى از اولاد عقيل كه محبّت بسيار به آن حضرت داشت ) ، و چون پيش آمد هشام بن حكم بود ، [ حضرت به وى ] جاى داد ، [ و ] فرمود كه : اين ناصر ما است به دل و زبان ؛ و شامى را گفت : با اين پسر حرف بزن . و شامى روى به هشام كرده گفت كه : مىخواهم كه در امامت اين شخص ( يعنى امام جعفر صادق عليه السلام ) با تو حرف زنم . چون هشام اين كلام را شنيد ، ديدم كه بر خود لرزيده گفت كه : آيا خداى تعالى بر خلق مهربانتر است يا اين خلق بر خود ؟ شامى گفت : بلكه خداوند عالم مهربانتر است . هشام گفت : پس مهربانى خداوند عالم با خلق در دين « 4 » و مذهب چه چيز تواند بود ؟ شامى گفت : اينكه خلقان را تكليف كرده و اقامهء حجّت و دليل نموده باشد بر آنچه ايشان را به آن تكليف فرموده . گفت : آن حجّت و ليل كدام است ؟ شامى گفت : آن رسول خدا صلى الله عليه و آله بود كه از جانب خود ، حقّ تعالى او را به خلق فرستاد . هشام گفت : بعد از آنكه رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله از ميان رفت ، آن دليل كدام تواند بود ؟ شامى گفت : بعد از آن ، كتاب خدا و سنّت رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله . هشام گفت كه آيا كتاب و سنّت در چيزهايى كه اختلاف در آن واقع شود به ما نفع مىكند ، و دفع اختلاف نموده موجب اتّفاق مىشود ؟ شامى گفت : بلى . هشام گفت : پس چرا در ميان ما و تو اختلاف
هامش
( 1 ) - حُجَّت : دليل ، برهان . لغت نامه . ( 2 ) - قائم كردن : بپاداشتن . لغت نامه . ( 3 ) - واى بر كلاميّون ! م . ( 4 ) - عبارت متن « اين » . م .