كنند و از ديدهء او مثل پر مگسى آب بيرون آيد ، خداوند عالم گناهان او را بيامرزد « 1 » .
أيضاً به سند معتبر مروى است كه حضرت صادق عليه السلام فرموده كه : هر كه ما نزد او مذكور شويم و از ديدههاى او اشك جارى شود حقّ تعالى روى او را بر آتش جهنّم حرام نمايد « 2 » .
[ ثواب ] زيارت : از حضرت صادق عليه السلام منقول است كه فرمود : هر كه مرا زيارت كند گناهان [ او ] آمرزيده شود و پريشان نميرد « 3 » . و : هر كه يكى از ما را زيارت كند چنان است كه امام حسين عليه السلام را زيارت كرده باشد ، و هر كس زيارت بكند ما را بعد از وفات ما گويا زيارت كرده است ما را در حيات ما « 4 » .
به سند معتبر منقول است كه : زيد شحام به حضرت صادق عليه السلام عرض كرد كه : چه ثواب است كسى را كه يكى از شما را زيارت كند ؟ آن حضرت فرمود كه : چنان است كه زيارت كرده باشد رسول خدا صلى الله عليه و آله را « 5 » .
أيضاً به سند معتبر از [ حضرت ] باقر عليه السلام مروى است كه جناب امير عليه السلام فرمود كه :
روزى جناب پيغمبر صلى الله عليه و آله به ديدن ما آمد و امّ أيمن شير و كره و خرمايى به هديه براى ما آورده بود ، قدرى از آنها را نزد آن حضرت آورديم ، تناول نمود ، پس برخاست و رفت به گوشهء خانه و چند ركعت نماز خواند ، پس در سجدهء آخر گريهء سخت كرد و احدى از ما به سبب جلالت و عظمت آن حضرت ، از سبب آن سؤال نكرديم ، پس برخاست امام حسين عليه السلام به دامن آن حضرت نشست و گفت : يا ابتا ، به خانهء ما درآمدى و ما به هيچ چيز شاد نشديم مثل شادى ما به آمدن تو ، پس گريه نمودى و ما را به اندوه آوردى ، سبب گريه چيست ؟ رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : اى فرزند ، در اين وقت جبرئيل آمد و مرا
هامش
( 1 ) - وسايل 12 / 20 ب 10 ح 15532 ؛ بحار 44 / 282 ب 34 ح 14 و 71 / 351 ب 21 ح 18 ؛ قربالاسناد / 18 جزء 1 ؛ مستطرفات / 626 ؛ مصادفةالاخوان / 32 ح 1 .
( 2 ) - وسايل 14 / 509 ب 66 ح 19708 ؛ بحار 44 / 285 ب 34 ح 22 ؛ كاملالزيارات / 104 ب 32 ح 10 .
( 3 ) - ( با اندكى تغيير ) التهذيب 6 / 78 ب 26 ح 1 ؛ وسايل 14 / 543 ب 79 ح 19784 ؛ بحار 97 / 145 ب 1 ح 34 ؛ جامعالاخبار / 27 ف 12 ؛ روضةالواعظين 1 / 212 ؛ المقنعة / 474 ب 20 ؛ المناقب 4 / 281 .
( 4 ) - وسايل 14 / 568 ب 87 ح 19838 ؛ بحار 97 / 118 ب 2 ح 10 ؛ ثوابالاعمال / 98 .
( 5 ) - الفقيه 2 / 578 ح 3163 و 2 / 581 ح 3175 ؛ وسايل 14 / 571 ب 90 ح 3175 ؛ بحار 97 / 117 ب 2 ح 5 ؛ عللالشرائع 2 / 460 ب 221 ح 6 ؛ عيوناخبارالرضا عليه السلام 2 / 262 ب 66 ح 31 ؛ ( شايان ذكر است كه اين روايت در جاهاى ديگرى غير از موارد ياد شده ، بدون ذكر راوى ( يعنى شحام ) نيز نقل شده است . م . )