تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 412

مساهمون:

ص٤١٢
است و تو از شام آمده‌اى كه با ما بحث كنى و گمانت اين است كه رأى تو بس است در دين ، و حال آنكه اقرار دارى كه رأى هر كَس [ غير از رأى كَسِ ] ديگر است ، و يك رأى ، دو مختلف را بر يك قول جمع نمىكند ؟ ! و چون سخن هشام به آنجا رسيد ، شامى به فكر رفت و زمانى ساكت ماند ، پس امام عليه السلام به او فرمود : چرا حرف نمىزنى ؟ گفت كه : اگر بگويم كه ما و شما را اختلاف نيست ، مُكابره « 1 » كرده‌ام ، و اگر بگويم كتاب و سنّت رفع اختلاف مىكند ، چون توانم گفت و حال آنكه همچنين اختلافى در ميان است ؟ ! لكن مرا با او معارضه « 2 » است ، و مثل آنچه گفت مىتوانم كه بگويم . حضرت فرمود كه : بگو ، او در نمىماند و جواب خواهد گفت . پس شامى دليلِ هشام را برآورده ، گفت كه : خدا به خلق مهربانتر باشد يا ايشان به خود ؟ هشام گفت : حقّ تعالى . شامى گفت : آيا خدا به جهت خلقان ، دليلى كه موجب اتّفاق ايشان باشد و رفع اختلاف كند قرار داده يا نه ؟ هشام گفت : بلى . گفت : آن كدام است ؟ گفت : در ابتداى ، شريعت رسول‌خدا صلى الله عليه و آله بود ، و بعد از آن ، غير او . شامى گفت : آن غير كدام است كه به جاى رسول خدا صلى الله عليه و آله تواند بود ؟ هشام گفت : در اين وقت يا پيش از اين ؟ گفت : در اين وقت . هشام اشارت به حضرت كرده گفت : « هذَا الجالِس » ، يعنى : اين امام كه نشسته است و ما را خبر مىدهد از آسمان و زمين و از هر چه مىپرسى و از هر چه مىخواهى ، به علمى كه ميراث دارد از پدر و جدّ خود تا به رسول خدا صلى الله عليه و آله . شامى گفت : اين معنى چطور بر من ظاهر تواند شد ؟ هشام گفت : اينكه سؤال كنى از او هر چه خواهى . شامى گفت كه ديگر عذرى نماند ، بر من است كه بپرسم . حضرت فرمود كه : من زحمت پرسيدن از تو دفع كنم و خبر دهم تو را از تو و سفر تو و از پسر تو ؛ و شروع نموده فرمود : تو فلان روز از خانه بيرون آمدى ، و در راه و در هر منزلى فلان و فلان ديدى و فلان گفتى و فلان چيز خوردى ، و فلان وقت روانه شدى . و هر يكى را كه مىفرمود ، [ شامى ] صدقتَ و اللَّه مىگفت ( يعنى : راست گفتى ، به خدا قسم كه چنين بود ) ، پس چون مراتب را از آن حضرت شنيد گفت : تصديق كردم امامت تو را ، و تويى « 3 » وصىّ رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله « 4 » .
هامش
( 1 ) - مُكابَرَه : منازعه و مجادله و ستيزه . لغت نامه . ( 2 ) - مُعارَضَة : مقابلهء دو حريف با هم . لغت نامه . ( 3 ) - عبارت متن « توى » . م . ( 4 ) - ( با اندكى تغيير ) كافى 1 / 171 ح 4 ؛ وسايل 27 / 177 ب 13 ح 33533 ؛ بحار 23 / 9 ب 1 ح 12 و 47 / 157 ب 5 ح 221 و 48 / 203 ب 8 ح 7 ؛ الاحتجاج 2 / 364 ؛ الارشاد 2 / 194 ؛ اعلام‌الورى / 280 ف 3 ؛ كشف‌الغمّة 2 / 173 .
مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 412 | عبد الجبار بن زين العابدين شكوئى