تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 347

مساهمون:

ص٣٤٧
ريخته شده است بر من مصيبتى چند كه اگر به روزها ريخته مىشد شبها مىشدند :
به جانم ريخته چندان غم و درد و مصيبتها * اگر ريزند بر روز آن گردد تيره چون شبها
پس چون از سر قبر مراجعت نمود زنان مدينه در گرد وى جمع شدند ، پس فاطمه عليها السلام گفت : « ى إنَّا للَّهِ وَ إنَّا إلَيْهِ راجِعُون‌َى « 1 » ؛ انقَطَعَ عنّا خبرُ السّماءِ » :
وَ الأرضُ مِن بعدِ النّبيِّ حَزينَةٌ * أسَفاً علَيهِ كَثيرةُ الرّجفانِ أغبَر آفاق البِلادِ وَ كُوّرَت * شَمسُ النّهارِ وَ أظلمُ العَصرانِ فليُبكه شرقُ البلادِ وَ غربُها * وَ ليُبكِهِ مصرٌ وَ كلُّ يمانٍ نَفسي فِداكَ ما لِرَأسِكَ مؤمِلًا * وَ ما وَسدتكَ وَسادَة الوَسنانِ
[ يعنى ] « 2 » : منقطع شد از ما خبر آسمان : و زمين بعد از وفات رسول خدا صلى الله عليه و آله محزون و غمگين است و به جهت تأسّف بر او بسيار لرزان است ، آفاق تيره و تار شد ، و خورشيد جهان تاب از نور افتاد ، و روز نورانى بر عالميان تاريك شد ، پس بايد بگريند بر پيغمبر ، اهل مشرق و مغرب ، و بايد گريه كنند بر او اهل مصر و تمام اهل يمن ، جانم فداى تو باد ! چه روى داد به سر تو در حالتى كه پناهگاه مردم و ملجاء مردم بودى ، و چه چيز خوابانيد تو را در اين خوابگاه ؟ ! پس حضرت امير عليه السلام به خانه آمد ، فرمود كه : اگر خواهى من از تو راضى باشم روزها خاموش باش و چون شب آيد صبر كن تا مردمان بياسايند ، آنگاه برو به سر تربت پدرت ، زيارت كن و گريه نما . چنان كرد آن مخدّره ، و چون شب درآمد و قدرى
هامش
( 1 ) - بقره / 156 . ( 2 ) - در انتهاى هر بيت متن ترجمهء آن آمده بود كه به اين صورت تغيير داده شد . م .