و المنبر خواهد بود ، تولّدش در مكّه و هجرتش از مكّه به اين مساحَه « 1 » و مدفن مقدّسش در اين بلدهء طيّبه خواهد شد ، وظيفه آن است كه در اين ديار رحل اقامت اندازيم كه شايد ما و يا يكى از اولاد ما به سعادت ملاقات وى سرافراز گردد . وزير هم از حسن مقال ايشان در خيال اقامت افتاد ، چون احوال به ملك رسيد او نيز خواست كه در اقامت موافقت نمايد امّا كثرت لشكر ، او را از اين معنى مانع آمد ، امر فرمود تا از براى هر يك از چهار صد حكيم منزلى ساختند و هر يكى را از ايشان جاريهاى در سلك ازدواج كشيد كه طريق توالد و تناسل از ايشان مسدود نگردد ، و هر يكى را به عطاى جزيل « 2 » مخصوص گردانيد ، و كتابى نوشت و در عنوان آن نامه ، نام گرامى آن حضرت را به اين طريق مزبور نمود :
« إلى محمّد بن عبداللَّه خاتم النّبيّين وَ رسولِ ربِّ العالَمين [ صلى الله عليه و آله ] ، مِن تبع بن وردع ؛ امّا بعدُ : يا محمّد ( صلى الله عليه و آله ) ، فَإنّي آمَنتُ بِكَ وَ بِكتابِكَ الّذي أنزَلَ اللَّهُ عليكَ وَ أنَا عَلى دينِكَ وَ سُنَّتِكَ وَ آمَنتُ بِربِّكَ وَ ربِّ كُلِّ شيءٍ وَ بِكلِّ ما جآءَ مِن ربِّكَ مِن شَرايعِ الإيمانِ وَ الإسلامِ وَ أنَا قَبِلتُ ذلِكَ فَإن أدرَكتُكَ فيها وَ نعمتُ وَ إن لَم أدركتُكَ فيها وَ نعمت وَ إن لَم أدركتُكَ فَاشفَع لي يَومَ القيامةِ وَ لا تَنْسَني فَإنّي مِن امّتِكَ الأوّلينَ وَ تابَعتُكَ قبلَ مَجيئكَ وَ قبلَ أن أرسلَ اللَّهُ إيّاكَ وَ أنَا عَلى ملَّتِكَ وَ ملَّةِ أبيكَ إبراهيمَ »
بعد از آن ، نامه را مهر كرد به زر ، و به شامول سپرد ، و در محافظت آن نامه وصيّت نمود كه : زمان بعثت آن بزرگوار را اگر دريابى به او برسان ، و الّا به اولاد خود وصيّت نما كه بطناً بعد بطن ، تا به آن حضرت برسانند . پس از مدينه حركت نمود و به بلدهاى از بلاد هند كه رسيد وفات كرد « 3 » . و از زمان فوت تبع تا زمان ولادت با سعادت جناب پيغمبر صلى الله عليه و آله هزار سال فاصله شد ( و به قول معتبر هفتصد سال فاصله بود ) ؛ و گويند كه فرقهء انصار كه نصرت آن حضرت نمودند ، از اولاد آن چهارصد حكيم بودند ، و نامهء تبّع
هامش
( 1 ) - مَساحَة : مساحت ، سطح قسمتى معين از محوطهاى . لغت نامه .
( 2 ) - جَزيل : بسيار و بزرگ . لغت نامه .
( 3 ) -