الفصلُ الخامِس وَ الثّلاثُون در مدينه
بدان كه ارباب تواريخ و اصحاب سير در كتب خود چنين نوشتهاند كه :
تُبّع پادشاه يمن كه به قصد تخريب خانهء كعبه [ به راه ] افتاده [ بود ] ، بالاخره توفيق هدايت و توبه يافت و به خانهء كعبه جامه از حرير و برد يمانى انداخت ، چنان كه در استار كعبه « 1 » نوشته شد ؛ و از آنجا متوجّه مدينه « 2 » گرديد ، در آن زمان مدينه بقعهاى بود خالى ، و سواى چشمهء آبى ديگر چيزى در او نبود ، چون ملك آنجا نزول كرد از جمله چهار هزار حكيم كه [ به همراه داشت ] چهار صد نفر از آنها « 3 » اعلَم و افهَم ايشان بودند ، و رئيس ايشان حكيمى بود بغايت در حكمت ماهر ، و نام او شامول بود ، در حوالى و نواحىِ آن بقعه تَفحُّص « 4 » و تجسُّس نموده اتّفاق كردند كه : اين است آن بقعهاى كه هجرت گاه پيغمبر آخرالزّمان خواهد شد ، و مدفن و مسكنش اينجا خواهد بود . بعد از استشاره و استخاره « 5 » ، شامول از ملازمت تبّع تخلّف كرده ، بر توقّف در آن مكان عازم گرديد و ساير حكما با او موافقت نمودند كه در آن مكان ساكن شوند ، شايد به دولت شرفيابى خدمتش مفتخر گردند ، لهذا در آنجا بناى آبادانى نهادند ، چون اتّفاق آن جماعت به اقامت در آن بقعه به سمع ملك رسيد ، وزير را طلبيد تا سبب تخلّف ايشان را بازجويد ، خلاصه ايشان گفتند كه : از اكابر علما و مَشاهيرِ « 6 » حكما به ما رسيده كه اين موضع مبارك ، دار هجرت خاتم الانبياء صلى الله عليه و آله خواهد بود كه نام او محمّد صلى الله عليه و آله ، و پادشاهى او مؤيّد خواهد شد ؛ صاحب العضب و النّاقة ، و صاحب القرآن و القبلة ، و صاحب اللّواء
هامش
( 1 ) - استارِ كعبه : پردههاى آن . لغت نامه .
( 2 ) - عبارت متن « . . . متوجّه كعبه . . . » . م .
( 3 ) - عبارت متن « آنجا » . م .
( 4 ) - تَفَحُّص : پژوهش ، وارسى و جستجو كردن . لغت نامه .
( 5 ) - اسْتِخارَه : استخارت ، طلب خير كردن ، خيرخواستن از خداىتعالى . لغت نامه .
( 6 ) - مَشاهير : جمع مشهور ، و مجازاً بمعنى بزرگان و ناموَران . لغت نامه .