تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 210

مساهمون:

ص٢١٠
موعظة : بدان كه چون حجّ كننده ، به جهت سعى ، به ميدان صفا و مروة آيد ، بايد متذكّر شود كه : اينجا شبيه است به ميدانى كه در بارگاه پادشاهى واقع باشد كه بندگان در آنجا آمد و رفت مىكنند ؛ گاهى مىآيند و گاهى مىروند ، و به جهت اظهار اخلاص خدمت و اميد نظرِ رحمت ، در آنجا تردّد مىنمايند ( مثل كسى كه به خدمت پادشاهى رسيده باشد و بيرون آمده باشد ، و نداند كه پادشاه در حقّ او چه حكم خواهد كرد ، پس در درِ خانه آمد و رفت مىكند كه شايد در يك مرتبه بر او ترحّم نمايد ) ، و در آنجا ياد آورد آمد و رفت خود را در عرصات محشر ، ميان دو كفّهء ميزان اعمال خود ، و در هروله به ياد آورد فرار كردن نفوس را از عيوب خودشان در وادى محشر ، و خود را چنين داند كه با اين حركت سريعه ، از هوا و هوس خود فرار مىكند ، و از حول و قوّهء خود بيزار مىشود ، و نفس خود را مهيّا نمود به مبذول داشتنِ « 1 » اركان وجود در اطاعت الهى ، و تجنّب از تكبّر و خودپرستى ( كه منافات با عالم بندگى و خداپرستى دارد ) ، و در صدد تكميل وجود خود باشد در معنى ، به مباشرت هر قسم از عبادت كه بوده باشد ، ولو اينكه آن عبادت به سبب تسويلاتِ شيطانيّه « 2 » ، در صورت ظاهر منافى با وَقر « 3 » و شخصيّت بنده باشد . لطيفة : گويند كه يكى از صاحب منصبان شاه عبّاس ، در سالى سفر مكّه نمود ، و در سعى هروله [ را ] كه مستحبّ بود به عمل نياورد ، چون به اصفهان بازگشت كيفيّت هروله كردن او به شاه عبّاس رسيد ، او را احضار نموده فرمود كه : در كارخانهء خدايى تأ نُّف « 4 » و استِنكاف « 5 » و استِكبار « 6 » مىورزى و هروله نمىكنى ؟ ! پس امر كرد كه تَبَرزين « 7 » بر دوشش گذاشتند و حكم كرد كه در حضور پادشاه و اعيان دولت در ميدان شاه اصفهان
هامش
( 1 ) - عبارت متن « مبدول داشتن » . م . ( 2 ) - تسويلات شيطانى : فريب و مكر و اغواى شيطان . لغت نامه . ( 3 ) - وَقْر : وقار ، سنگينى . لغت نامه . ( 4 ) - تَأ نُّف : عار و ننگ دانستن . لغت نامه . ( 5 ) - استِنكاف : ننگ داشتن ، عيب داشتن . لغت نامه . ( 6 ) - استِكْبار : بزرگ‌منشى كردن ، گردن‌كشى كردن . لغت نامه . ( 7 ) - تَبَرزين : سلاح ، نوعى از تبر باشد كه سپاهيان در زين اسب نگاه دارند . لغت نامه .