تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 208

مساهمون:

ص٢٠٨
كند در بسيار دعا نمودن در حال سعى ، و خود را به حالت گريه بياورد و اين دعا را بخواند : « اللَّهُمَّ إنّي أسئلُكَ حُسنَ الظّنِّ بِكَ عَلى كلِّ حالٍ وَ صِدقَ النّيّةِ فِى التّوكّلِ عَلَيكَ » « 1 » . وجه تسمية : به سندهاى معتبر منقول است كه : صفا را براى اين صفا گويند كه آدم صفى اللَّه عليه السلام بر آن فرود آمد ، و حوّا عليها السلام به مروه فرود آمد ، بدين سبب او را هم مروه گويند كه مرأه به آن فرود آمده « 2 » . و فرود آمدن آنها به صفا و مروه ، يا در اوّل آمدن ايشان است از بهشت ، يا اينكه در وقت آوردن جبرئيل ايشان را در حين برداشتن قبّه « 3 » كه بالاى بيت اللَّه بود ، براى تعمير ملائكه ( چنانچه تفصيلش در سابق گذشت ) . و در روايت ديگر از ابن عبّاس مروى است كه در [ عهد ] جاهليّت دو بت بود ، يكى اساف نام داشت و ديگرى نائله ؛ اساف به صورت مرد بود و نائله بر صورت زن ، اساف را به صفا نهاده بودند و نائله را به مروه . و اهل كتاب گفته‌اند ( چنانچه احمد رازى هم در كتاب هفت اقليم خود روايت نموده ) كه : صفا مردى ، و مروه زنى بود ، در بيت خدا زنا كردند خلّاق عالم هر دو را سنگ نمود به جهت عبرت ؛ مردم آنها را بالاى آن دو كوه گذاشتند و بنام آنها آن دو كوه را ناميدند ، چون مدّت متمادى بر اين برآمد ، مشركان پنداشتند كه ايشان را براى عبادت نصب كرده‌اند و طواف كعبه به جهت تعظيم آنها است ، لهذا به عبادت آنها مشغول شدند ، و هر وقت كه سعى مىكردند ، دست به ايشان مىماليدند و به ايشان تقرّب مىجستند . چون پيغمبر صلى الله عليه و آله امر فرمود به شكستن بتها ، به فرمودهء آن حضرت صلى الله عليه و آله آن بتها را هم شكستند ؛ به اين جهت مسلمانان اكراه از سعى نمودن داشتند ، به جهت آنكه مىپنداشتند كه آن ، سنّت جاهليّت و شعار اهل شرك است ، حقّ تعالى اين آيه را فرستاده رفع توهّم
هامش
( 1 ) - ( تمام اين قسمت ، با اندكى تغيير ) الفقيه 2 / 535 الخروج‌الىالصفا ؛ ( و بطور پراكنده ) مستدرك 9 / 442 ب 4 ح 11291 - 3 ؛ بحار 96 / 238 ب 43 ح 18 . ( 2 ) - كافى 4 / 190 باب‌فىحج‌ّآدم ح 1 و ح 2 ؛ الفقيه 2 / 194 باب‌علل‌الحجّ ذيل‌ح 2121 ؛ بحار 11 / 169 ب 3 ح 16 و 11 / 194 ب 3 ح 48 و 11 / 205 ب 4 ح 6 ؛ علل‌الشرائع 2 / 431 ب 165 ح 1 ؛ قصص‌راوندى / 45 ف 3 ح 12 . ( 3 ) - قُبَّة : قبه ، بناى گرد برآورده چون گنبد . ل . د .