ايشان نمود : ى إنَّ الصَّفا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعائِرِ اللَّهِ فَمَنْ حَجَّ الْبَيْتَ أوِ اعْتَمَرَ فَلا جُناحَ عَلَيْهِ أنْ يَطَّوَّفَ بِهِما وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراً فَإنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَليمٌى « 1 » ، يعنى : بدرستى كه صفا و مروه از نشانههاى خدا است در حجّ خانهء كعبه ( يعنى شوط آن دو كوه از اعلام مناسك است ) ، پس هر كه قصد كند خانهء كعبه را به اعمال مخصوصه به حجّ يا احرام ، يا متوجّه زيارت خانهء كعبه باشد به عملهاى مختصّه به عمره ، پس هيچ گناهى نيست بر آن كه طواف كند بر اين دو كوه ( يعنى سعى نمايد در ما بين آن دو كوه ) « 2 » .
پس رفع جناح از سعى ، راجع مىشود به اكراه و انزجار ايشان از آن عبادت مخصوصه به جهت آن دو بت كه آنجا گذاشته بودند ، نه اينكه راجع به خود طواف باشد ، تا توهّم شود عدم وجوب آن ؛ چنانچه هر گاه كسى محبوس باشد در جايى كه ممكن نباشد به جهت او نماز خواندن مگر با توجّه به چيزى كه مكروه باشد توجّه به آن در حالت نماز ( مثل آتش يا صورت يا در گشاده و امثال اينها ) ، پس گفته مىشود به همان كس كه :
جناح و عيب ندارد نماز خواندن تو بر اين مكان . و راجع نمىشود رفع جناح و عيب ، به عين نماز به جهت اينكه عين نماز واجب است ، بلكه راجع مىشود به توجّه به آن مكان كه از صفات خارجهء نماز است [ و ] دخل به صحّت و بطلان نماز ندارد .
قوله تعالى : ى وَ مَنْ تَطَوَّعَ خَيْراًى « 3 » ، يعنى : هر كسى كه تبرّع نمايد بعد از اداى واجب به طواف و سعى ، يا آن كسى كه تطوّع به حجّ و عمره كند بعد از اداى حجّ و عمرهء واجبى ، و يا آن كسى كه تطوّع كند به خيرات و انواع طاعات ( على اختلاف التفاسير ) : ى فَإنَّ اللَّهَ شاكِرٌ عَليمٌى « 4 » : پس بدرستى كه خلّاق عالم جزا دهنده است شكر كنندگان و اطاعت كنندگان را ، و دانا است با عمل بندگان بر وجهى كه هيچ چيز از آنها بر او پوشيده و پنهان نيست .
هامش
( 1 ) - بقره / 158 .
( 2 ) - بطور پراكنده در منابع ذيل : كافى 4 / 564 بابالنوادر ح 29 ؛ وسايل 13 / 240 ب 18 ح 17645 ؛ بحار 3 / 249 ب 7 ح 3 ؛ تفسيرقمّى 2 / 83 كيفيةالجنّة ؛ فقهالقرآن 1 / 274 ؛ قربالاسناد / 24 الجزءالاوّل .
( 3 ) - بقره / 158 .
( 4 ) - بقره / 158 .