بعد از اين مناجات ديگر باره گفت :
ألا أيُّها المقصودُ في كلِّ حاجتي * شكوتُ إليكَ الضُّرَّ فَارحم شكايتي
ألا يا رجائي أنت تكشف كُربتي * فهب لي ذنوبي كُلَّها وَ اقْضِ حاجتي
أتيتُ بأعمال قباح رديّةٍ * و ما في الورى عبدٌ جنى كجنايتي
أتُحرِقني بالنارِ يا غايةَ المُنى * فأينَ رجائي ثمّ أينَ مَخافتي
يعنى « 1 » :
اى آن كسى كه بندگان در هر حاجتى رو به درگاه تو مىآورند ، تويى مقصود و مرجع من در جميع حوائج ؛ شكايت آوردم بسوى تو ناخوشىِ احوال خود ، پس رحم فرما به شكايت من ؛
اى اميدگاه من ، تو زايل مىكنى اندوهِ بسيار مرا ؛ پس ببخشاى بر من همهء گناهان مرا ، و روا كن حاجت من را ؛
آمدم به درگاه تو ، به [ همراه ] عملهاى زشت و تباه ، و نيست در ميان خلق بندهاى به گناهكارى من ؛
آيا مىسوزانى من را ميان آتش ؟ اى نهايت آرزوهاى بندگان ، پس كو اميدوارى من به رحمت تو ، و كو ترسيدن من از غضب تو ؟
آنگاه بىهوش افتاد ؛ نزديك وى رفته ديدم حضرت امام زين العابدين علي بن الحسين عليهما السلام است ، پس سر مبارك آن حضرت عليه السلام را به كنار گرفتم و گريه نمودم ، قطرهاى از اشك من بر صفحهء رخسار او چكيد ؛ چشم باز كرد و گفت : كيست اينكه بر سر ما آمدهاى ؟ گفتم : بندهء حقير تو ، اصمعى ؛ اى سيّد من اينقدر گريه و بيتابى [ براى ] چيست ؟ و از اهل بيت نبوّت و معدن رسالت ! نه خداى تعالى مىفرمايد : ى إنَّما يُريدُ اللَّهُ لِيُذْهِبَ عَنْكُمُ الرِّجْسَ أهْلَ الْبَيْتِ وَ يُطَهِّرَكُمْ تَطْهيراًى « 2 » ؛ يعنى : خداوند عالم در اين آية اهل بيت رسول خدا صلى الله عليه و آله را به پاكى ياد فرموده و تو از جملهء ايشانى ، پس چرا چندين گريه و زارى را از حد مىبرى و به فرزندىِ پيغمبر خدا صلى الله عليه و آله مُستظهَر « 3 »
هامش
( 1 ) - در انتهاى هر بيت متن ترجمهء آن آمده بود كه به اين صورت تغيير داده شد . م .
( 2 ) - احزاب / 33 .
( 3 ) - مُستَظهَر : پشتگرم . لغت نامه .