تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 180

مساهمون:

ص١٨٠
خلاصه آنان كه در اداى وظايف عبوديّت راغبند ، خوف الهى در نظر آنها واقع است از غير آنها ؛ و ايشانند كه همواره از تفكّر و ملاحظهء رفعت و علوّ ناحيهء قدسيّهء الهيّه ، خودشان را در جنب آن محو ، و كرده‌هاى خودشان را سبب مسئوليّت پنداشته ، در طَرائفِ « 1 » امكِنه « 2 » و ازمِنه « 3 » ( كه به محبوبيّت سبحانى امتياز و تعيين دارند ) ، طلب مغفرت كرده تقرّب مىجويند ؛ چنانچه اصمعى گويد كه : شبى طواف خانهء كعبه مىكردم ، جوانى ديدم كه استار كعبه را گرفته مىگفت :
يا مَن يُجيبُ دعا المضطرِّ فى الظّلَم * يا كاشفَ الضُّرِّ و البلوى معَ السّقمِ قَد نامَ وفدُكَ حولَ البيتِ وَ انْتَبَهوا * و أنتَ يا حيُّ يا قيّومُ لم تنمِ أدعوكَ ربِّ حزيناً هائماً قلقاً * فَارحَمْ بُكائي بِحقِّ البيتِ و الحَرَمِ إنْ كانَ جودُك لا يرجوهُ « 4 » ذو سَفَهٍ * فمَن يَجودُ علَى العاصينَ بِالكَرمِ
يعنى « 5 » : اى آن كسى كه اجابت مىكنى دعاى كسى را كه در ظلمات غفلت و گناه فرومانده ، و اى زايل كنندهء ناخوشىِ حال و بلا و رنج بنده‌هاى خود ؛ بتحقيق كه خفته‌اند كسانى كه به حضرت تو آمده‌اند در گرد خانه كعبه و بيدار شدند ، و تويى زنده و پاينده كه هرگز نخفتى و نمىخوابى ؛ مىخوانم تو را اى پروردگارِ من اندوهگين و شوريده‌دار و مضطرب حال ؛ پس رحم كن بر گريستن من به حقّ خانه و حرم كعبه ؛ اگر سَفيهِ سبك مغزى به جود تو اميد نداشته باشد پس كه جود مىكند بر گناه كاران ، به كرَم و بزرگوارى ؟
هامش
( 1 ) - طَرائِف : طرايف ، جمع طريفة ، چيزهاى لطيف و خوش . لغت نامه . ( 2 ) - امكِنَة : جمع مكان ، جاها و عمارتها و مكانها . لغت نامه . ( 3 ) - ازمِنَة : جمع زمان ، روزگارها ، زمانها . لغت نامه . ( 4 ) - عبارت متن « لايرجون » . م . ( 5 ) - در انتهاى هر بيت متن ترجمهء آن آمده بود كه به اين صورت تغيير داده شد . م .