تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 176

مساهمون:

ص١٧٦
اين خانهء بزرگوار است ، تبّع به تخريب كعبه امر نمود و به قتل رجال و سَبى « 1 » ذَرارى « 2 » اهل مكّه جازم شد . به مجرّد اين نيّت ، حقّ تعالى صداعى بر وى گماشت بغايت « 3 » صعب « 4 » ، بمثابه‌اى « 5 » كه از چشم و گوش و بينى و دهان او فساد روان شد ، و تعفّن آن فساد بمرتبه‌اى بود كه هيچ كس را تحمّل يك ساعت مصاحبت ملك نبود ( و به روايت ديگر ، مبتلا به مرض فالِج « 6 » گشت ، و به روايتى چشمهاى او كور شد و ديده‌هاى او به رويش فرو ريخت ؛ احتمال دارد كه به همهء اين امراض مبتلا شده باشد ) ، الحاصل : ملك وزير را گفت كه حكما و اطبّا را حاضر سازد ، پس اطبّا به معالجهء او كوشيدند ، سعى ايشان فايده نداد ، تبّع به غايت تنگ‌دل شد ، يكى از آن حكما كه ديدهء دلش به حقايق امور بينا بود به وزير گفت كه اگر ملك مافيالضّمير خود را با من تقرير نمايد و آنچه از وى پرسيدم پوشيده ندارد معالجهء اين مرض ممكن و ميسّر گردد . وزير از اين سخن مسرور شده با تمام امرا به ملازمت پادشاه آمدند و حكايت را به ملك رسانيدند ، مقبول طبع افتاد . چون خلوت نمود ، حكيم در تشخيص مرض از ملك سئوالها مىكرد و سخن به آنجا رسيد كه : از امر اين خانه تو را چيزى به خاطر رسيده ؟ ملك خيال خود را به وى اظهار كرد ، حكيم گفت : سبب اين مرض همين انديشه بوده ، بدان اى پادشاه كه صاحب اين بيت عالم السرّ والخفيّات « 7 » است ، اين انديشه را از دل بيرون كن تا به خير
هامش
( 1 ) - سَبى : عدو را برده كردن ، غالباً « اسر » مخصوص مردان و « سبى » مخصوص زنان است . لغت نامه . ( 2 ) - ذَرارى : فرزندان ، زنان . لغت نامه . ( 3 ) - بِغايَت : بنهايت و بسيار و بىاندازه . ل . د . ( 4 ) - صَعب : دشوار . لغت نامه . ( 5 ) - بِمَثابَه : بدرجه‌اى ، بمرتبه . لغت نامه . ( 6 ) - فالِج : سست و فروهشته شدنِ نصف بدن . لغت نامه . ( 7 ) - عالِمُ السّرِّ وَ الخَفِيّات : آگاه بر اسرار و امور پنهانى ، خداوند عليم . م .