مجدّداً ترتيب داده ، و بعد از سليمان عليه السلام مستقرّ و مستمرّ شده ، لذا نسبت به آن حضرت داده مىشود به سبب انقطاع طريقهء اوّليّه در بين اسماعيل و سليمان عليهما السلام .
و جامهء كعبه را از ابريشم سياه كردن ، از مخترعات تبّع حميري است كه از تابعهء يمن است و پيشتر « 1 » از آن ، جامهء كعبه از ليفِ خرما « 2 » بوده ؛ و آن كسى است همان كه خواهر خود را به معد بن عدنان داد ، و همين معد ، پشت دهمى از اولاد ابراهيم عليه السلام است ، و جدّ هجدهم رسولخدا صلى الله عليه و آله است ، و هفتصد سال قبل از نبوّت و ظهور آن حضرت به وى ايمان آورده ، و او پادشاه عادل و شجاعى بود و بر طريقهء موسى عليه السلام مىبود ، و مدينه را او مَعمور كرد « 3 » چنانچه در فصل مدينه ذكر خواهد شد انشاءاللَّه تعالى « 4 » .
و احوالات تبّع كه استارِ « 5 » كعبه را ترتيب داد ، از قرارى كه ارباب تواريخ و سير ضبط نمودهاند ، به طريق اجمال اين است كه :
حمير بن وردع يا اسعد بن ايّوب حميرى نام داشت ، و ملقّب به تبّع ؛ و از عَظائِم « 6 » ملوك يمن است ، به رفت جاه و كثرت ممالك از سلاطين زمين ممتاز بود ، با يك صد و سى و سه هزار سواره و يك صد و سيزده هزار پياده ، به رسم جهانگيرى و كشور ستانى عرصهء جهان را پيمودن گرفت ، و او را وزراى بسيار بود ( از جملهء عميار كه بزرگترين و زيركترين وزرا بود و از حكماى نامدار و علماى عالى مقدار ) ، چهار هزار [ نفر ] اختيار نمود ، چون با همين لشكر به نواحى مكّه رسيد ، ساكنان مكّه به لوازم خدمت او نپرداختند ، و شرايط تعظيم بجا نياوردند ، ملك را تكبّر ايشان مبغوض افتاد ، عميار را كه وزير خاص بود به مشاورت طلبيده از اهل مكّه شكايت بسيار نمود [ و ] سبب اين فعل ناملايم را پرسيد ، وزير گفت كه اعراب را جهالت غريزيست و سبب تكبّر ، قرب جوار
هامش
( 1 ) - عبارت متن « بيشتر » . م .
( 2 ) - ليف خرما : چيزى باشد كه از پوست خرما سازند به جهت كفش و موزه و ساغرى و . . . . لغت نامه .
( 3 ) - مَعمور كردن : آباد كردن و اصلاح كردن و . . . ، مسكون نمودن . لغت نامه .
( 4 ) - جهت آگاهى به فصل 35 همين كتاب مراجعه شود . م .
( 5 ) - استار : پردهها . لغت نامه .
( 6 ) - عَظائم : جمع عَظيمَة : بزرگان . م .