تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
تمام علما را جمع كرد و ايشان حكم نمودند به بريدن دست مرد به جهت اينكه او گذاشته دست خود [ را ] روى دست زن ؛ امير مكّه گفت : آيا اينجا احدى از اولاد پيغمبر صلى الله عليه و آله هست ؟ گفتند : حسين بن على عليهما السلام امشب آمده . پس ، كسى را فرستادند « 1 » عقب حضرت ، چون آن بزرگوار حاضر شده احوال را خبر دادند ، آن حضرت استقبال قبله نموده دست به درگاه الهى برداشت و دعا كرد ، بعد آمد نزد آن زن ، تا اينكه دست آن مرد را از بازوى آن زن خلاص فرمود « 2 » . نصيحت : بدان كه : براى حاجّ و طواف كننده ، واجب و لازم است كه از كار و محلّ خود غفلت نكند ، و عمل را كه مىكند در نظرش بىوقع « 3 » نسازد ، و با اعتقاد حقيقى و حفظ شئونات خود وظايف حجّ را كماكان به عمل آورد ، و در كار و بارش سست نبوده « 4 » ، به چشم لُعبت « 5 » نگاه نكند ، و ملتفت اين باشد كه در معنى ، اين هم به سبب بدكارى و بدرفتارى از زمرهء حجّ كنندگانِ باكمال و حقيقى بيرون مىباشد اگر لازمهء مراسم بندگى را به عمل نياورد ، و مرفوع شدن بعضى از عذاب دنيوى مثل مسخ شدن و غيرذلك از امّت مرحومه را وسيلهء جسارت و بى ادبى خود ساخته ، در محضر مقدّس كبريايى ، آنچه لايق آنجا نيست به عمل نياورد ، زيرا كه هرچند در صورت بعضى ابتلا و مسخ و غيرذلك نيست لكن در معنى همان است كه هست ؛ چنانچه ابوبصير گويد كه : سالى با امام جعفر صادق عليه السلام در طواف بوديم ، او را گفتم : يابن رسول‌اللَّه صلى الله عليه و آله ، خدا اين خلق را مىآمرزد ؟ فرمود : يا ابابصير ، بدرستى كه بيشترى كه تو مىبينى كلب و خنزيرند ! گفتم : ايشان را به من بنما . پس آن حضرت سخنى فرموده و دست به چشم من كشيد ، پس اكثر ايشان را چنانچه فرموده بود ديدم ، گفتم ديگر بار چشم من به من ردّ « 6 » كن ، ردّ كرد ، ايشان را ديدم در حالتى كه اوّل بودند ، بعد از آن فرمود كه : كسانى كه از
هامش
( 1 ) - عبارت متن « . . . پس كس فرستاند . . . » . م . ( 2 ) - التهذيب 5 / 470 ب 26 ح 293 ؛ وسايل 13 / 227 ب 14 ح 17613 ؛ بحار 44 / 183 ب 25 ح 10 ؛ المناقب 4 / 51 فصل‌فىمعجزاته . ( 3 ) - بىوَقَع : بىقدر ، بىمنزلت . م . ( 4 ) - عبارت متن « بوده » . م . ( 5 ) - لُعبَة : بازى ، بازيچه . لغت نامه . ( 6 ) - رَدّ : بازگردانيدن ، برگردانيدن . ل . د .