تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
4 - تسميه شدن حجرالاسود با ركن حطيم ، از موضوعات جاهليّت است كه عادت ايشان چنين بود وقتى كه با يكديگر تحالف « 1 » مىكردند و حطم مىكردند ؛ يعنى مىانداختند نملين يا تازيانه يا قوسى بسوى حجرالاسود ، و اين كار قبيح را علامتِ محكم كردن قسمهاى خود قرار داده بودند . منقول است كه : سالى هشام بن عبدالملك در حجّ بود ، و به جهت ازدحامِ « 2 » ناس ، هر چند سعى نمود كه استلام حَجَر نمايد ممكن نشد . همين كه [ حضرت ] سجّاد عليه السلام آمد ، مخلوقات از حجَر دست برداشته به آن حضرت راه دادند تا اينكه استلام نمود ، و نماند در نزد حجرالاسود كسى غير از آن حضرت ( كه به جهت احترام ، همه كنار شدند ) ، پس هشام اين را ديده به غضب آمد و گفت : كيست اين مرد كه اين قدر احترامش نمودند ؟ پس فرزدقِ شاعر از ميان مردم نزديك آمده ، باب محبّت را با زبان خود گشوده گفت :
هذَا الَّذي تَعْرِفُ الْبَطحاءُ وَطْأتَهُ * وَ البَيتُ يَعرِفُهُ وَ الحِلُّ وَ الْحَرَمُ هذَا ابْنُ خَيرِ عِبادِ اللَّهِ كُلِّهِمُ * هذَا التَّقِيُّ النَّقِيُّ الطّاهِرُ العَلَمُ يَكادُ يُمْسِكُهُ عِرفانُ راحَتِهِ * رُكْنُ الحَطيمِ إذا ما جاءَ يَسْتَلِمُ « 3 »
تبصرة : بعضى از علما فرموده‌اند كه : سزاوار است تصوّر اينكه بدرستى كه بيت‌اللَّه در مقابل عرش است در دنيا و آخرت ، و بيت به منزلهء مردى است كه رويش به مردم باشد ، و روى بيت ، آن طرفى است كه در كعبه است ، و در ، واقع شده ميان حجرالاسود و ركن شامى ؛ پس زمانى كه انسان از طرف در رو به بيت كند ، مقام ابراهيم و ركن شامى بر يمين او واقع شود ، و حجرالاسود و ركن يمانى در يسار او . پس زمانى كه فرض شود بيت ، انسانِ مواجه ، اين نسبت برعكس مىشود ، پس يمينِ او ، يسار ما ، و يسارِ او ، يمين
هامش
( 1 ) - تَحالُف : با هم عهد و پيمان بستن . لغت نامه . ( 2 ) - ازدِحام : انبوهى كردن بر ، هجوم و انبوهى كردن . لغت نامه . ( 3 ) - اين حكايت با تغييراتى در منابع بسيارى نقل شده است كه به نزديكترين آنها به نقل اين كتاب اشاره مىگردد : بحار 46 / 124 ب 8 ح 17 ؛ الاختصاص / 191 ؛ بشارةالمصطفى صلى الله عليه و آله / 244 ؛ رجال‌الكشى / 129 ح 207 ؛ روضةالواعظين 1 / 199 ؛ كشف‌الغمّة 2 / 79 ؛ المناقب 4 / 169 فصل فى سيادته عليه السلام .