تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 159

مساهمون:

ص١٥٩
چنين نوشته‌اند كه : رسول خدا صلى الله عليه و آله قبل از بعثت ، مصاحبى [ بنام ] عيّاض بن جماز مجاشعى « 1 » داشت ، و عيّاض مردى بود عظيم الشأن در ميان قوم خود ، و قاضى اهل عكاظه بود در [ زمان ] جاهليّت . پس چون عياض داخل مكّه مىشد ، جامه‌هاى خود را مىانداخت و لباسهاى طاهر حضرت را مىپوشيد و طواف مىكرد ، و چون از طواف فارغ مىشد به حضرت پس مىداد . همين كه آن حضرت مبعوث گرديد ، عيّاض هديه از براى آن حضرت آورد ، حضرت قبول نكرد و فرمود كه : اگر مسلمان شوى هديهء تو را قبول مىكنم زيرا كه حق‌ّتعالى براى من نخواسته است عطاى مشركان را . پس عيّاض مسلمان شد و اسلامش نيكو گرديد ، پس هديه براى حضرت آورد و حضرت صلى الله عليه و آله هديه‌اش را قبول فرمود « 2 » . عكاظه نام بازارى است ميان مكّه و طائف « 3 » ، كه در هر سال يك ماه آنجا بيع و شرى « 4 » مىكردند در ايّام جاهليّت ؛ از اوّل ماه ذى القعده بازار گشاده مىشد ، و همه اوقات از اطراف ، قبايل و اكابر و اشراف قريش مىآمدند ، در آن بازار خيمه‌ها از پوست مىزدند و بر هم فخريّه مىكردند ، و اشعار خود را مىخواندند ، و چيزهاى خوب و پر قيمت را در آن بازار مىفروختند ، و هر قسم متاع از آنجا به اطراف مىرفت ، بعد از اسلام ، كم كم همان بازار موقوف شد ، و اكثر متاعى كه آنجا مىفروختند پوست بود ( چنانچه امير عليه السلام خطاب مىفرمايد به كوفه : « كأ نّي بِكِ يا كوفةُ تُمَدّينَ مَدَّ الأَديمِ العُكاظِيّ » « 5 » ، يعنى : گويا مىبينم كه تو اى كوفه منبسط و كشيده و بزرگ خواهى شد مثل پوست عكاظه كه از بس كه خوب دبّاغى كرده‌اند و نرم شده ، هر قدر بكشند پهن مىشود . پس ، حضرت خبر مىدهد از آبهاى كوفه ) . خلاصه همين رسم و عادت استعارهء لباس از براى طواف در ميان ايشان باقى بود تا سال هشتم هجرى كه در همان سال ، پيغمبر صلى الله عليه و آله مكّه را فتح نموده ، اهل مكّه را مسخّر فرمود ، و در ظاهر ، تمام اهل مكّه و قريش اسلام اختيار نمودند ، و ميان آنها مقرّر فرمود
هامش
( 1 ) - در كتاب كافى ، نام اين شخص « عياض بن حمار » نقل شده است . م . ( 2 ) - كافى 5 / 142 باب‌الهدية ح 3 . ( 3 ) - اين بازار بيشتر مشهور به « عُكاظ » است و در اغلب منابع با « عُكاظ » از آن ياد شده است . م . ( 4 ) - بيع و شرى : خريد و فروش ، داد و ستد . م . ( 5 ) - نهج‌البلاغه / 86 خ 47 ؛ شرح‌نهج 3 / 197 ؛ مستدرك 10 / 203 ب 12 ح 11854 - 6 ؛ بحار 57 / 209 ب 36 ح 12 .