اوّل آن طايفه است كه با وجود استطاعت و استجماع « 1 » شرايط حجّ ، ترك آن نموده ، شقاوت ابدى را بر خود قبول مىكند ، و جزاى اين كس در فصل ترك حجّ گذشت .
دوّم آن طايفهاند كه به جهت عدم امكان و استطاعت ، مقتدر از حجّ كردن نمىباشند ، در خصوص اين جور اشخاص ، خداوند كريم عوض قرار داده ؛ چنانچه از اين حديث شريف معلوم مىشود كه صادق عليه السلام فرموده كه : بدرستى كه ابراهيم عليه السلام همين كه كعبه را بنا كرد و سنگهاى آن را براى اصلاح تراشيد ، پس اخذ كرد جبرئيل عليه السلام تراشه « 2 » « 3 » و ريزهسنگهاى آن را و پراكنده ساخت در روى زمين ، پس به هر موضعى كه يكى از آن سنگها در [ آنجا ] افتاده ، بنا شده است آنجا مسجد جامع ، به جهت اينكه خداوند عالم مىدانست كه از بندههاى خود چقدر ضعفا و مساكين هستند كه قدرت حجّ نخواهند داشت ، پس اراده فرمود كه ايشان را از ثواب حجّ محروم نفرمايد ، پس مسجدهاى جامع در خصوص فقرا ، به منزلهء كعبه است در حقّ اغنيا .
فِى الحديث الآخر : در باب شرافت مسجد فرموده كه : هيچ مسجدى بنا نشده مگر بر قبر پيغمبرى ، يا وصىّ پيغمبرى كه كشته شده ، و يا به آن بقعه قطرهاى چند از خون او رسيده ، پس خدا خواسته است كه او را در آن جاها ياد كنند « 4 » .
الفصلُ الثّالِث عَشَر در بيان ورود به حرم و مكّه و مسجدالحرام
هامش
( 1 ) - استِجماع : گردآمدن ، فراهم آمدن . لغت نامه .
( 2 ) - عبارت متن « تلاشه » . م .
( 3 ) - تَراشَه : تراشيده شده و آنچه از تراش برآمده باشد ، آنچه از تراشيدن چوب و جز آن فرو ريزد . لغت نامه .
( 4 ) - با اندكى تغيير در : كافى 3 / 370 باببناءالمساجد ح 14 ؛ التهذيب 3 / 258 بابفضلالمساجد ح 14 ؛ وسايل 5 / 225 ب 21 ح 6396 ؛ بحار 14 / 463 ب 31 ح 31 ؛ قصصجزائرى / 458 .