يحيى عليه السلام در سنّ سه سالگى « 1 » ، و بعضى در هفت سالگى گفتهاند « 2 » .
و در همان سوره در خصوص عيسى عليه السلام مىفرمايد : ى فَاتَتْ بِهِ قَوْمُها تَحْمِلُهُ قالُوا يا مَرْيَمُ لَقَدْ جِئْتِ شَيْئاً فَرِيّاً * يا اخْتَ هارُونَ ما كانَ ابُوكِ امْرَءَ سَوْءٍ وَ ما كانَتْ امُّكِ بَغِيّاً * فَاشارَتْ الَيْهِ قالُوا كَيْفَ نُكَلِّمُ مَنْ كانَ فِى الْمَهْدِ صَبِيّاً * قالَ إنى عَبْدُاللَّهِ آتانِىَ الْكِتابَ وَ جَعَلَنى نَبِيّاًى « 3 » .
و جمهور علما قايلند براى اينكه خداوند عالم به جناب عيسى عليه السلام ، انجيل و نبوّت را كرامت فرموده در زمان طفوليّت ، با تكميل شرايط نبوّت ؛ پس تعجّب نبايد كرد از امامت و ولايت جواد عليه السلام در نه سالگى .
الفصلُ الثّاني عَشَر در بيان تلبيت « 4 » گفتن
بدان كه واجبات احرام سه چيز است :
اوّل ، نيّت است ، به آن [ معنى ] كه : قصد كند احرام بستن را از براى عمرهء تمتّع حجّة الاسلام ، به جهت اطاعت فرمان الهى ؛ و معنى احرام بستن چنانچه فرمودهاند ، به خود قرار دادن است ترك اموراتى كه در فصل سابق گذشت ، به جهت توجّه به مكّه ، براى اداى افعال معهوده « 5 » .
دوّم ، پوشيدن دو جامهء احرام قبل از نيّت ؛ كه يكى از آنها را ستر كند ما بين ناف و زانو ، كه آن را ردا گويند [ و بايد ] آنقدر باشد كه ساتر مَنكِبَين « 6 » گردد .
هامش
( 1 ) - بحار 14 / 176 ب 15 .
( 2 ) - بحار 13 / 448 ب 19 و 14 / 179 ب 15 ح 16 ؛ ارشاد القلوب 1 / 25 .
( 3 ) - مريم / 27 ، 28 ، 29 و 30 .
( 4 ) - تَلبيَة : لبّيك گفتن در حجّ ، لبّيك گفتن حاجيان . لغت نامه .
( 5 ) - مَعهودَه : مؤنث معهود ؛ معروف ، مرسوم . لغت نامه .
( 6 ) - مَنكِبَين : هر دو كتف ( و اين تثنيه مَنكِب است ) . لغت نامه .