تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مصباح الحرمين ( فارسى ) — صفحة 117

مساهمون:

ص١١٧
حَجّي وَ عُمرَتي اللَّهُمَّ إنّي اريدُ الَّتمَتُّعَ بِالْعُمرَةِ إلَى الحَجِّ عَلى كِتابِكَ وَ سُنَّةِ نَبِيِّكَ صلى الله عليه و آله فَإن عَرَضَ لي شَيءٌ يَحبِسُني فَحَلِّني حَيثُ حَبَسَتْني بِقَدَرِكَ الَّذي قَدَّرتَ عَلَيَّ اللَّهُمَّ إن لَم تَكُن حَجَّةٌ فَعُمرَةٌ أحرَمَ لَكَ شَعري وَ بَشَري وَ لَحمي وَ دَمي وَ عِظامي وَ مُخّي وَ عَصَبي مِنَ النِّسآءِ وَ الثِّيابِ وَ الطّيبِ وَ ابتَغي بِذلِكَ وَجْهَكَ وَ الدّارَ الآخِرَةَ » « 1 » . همين كه شخص غسل كرده مشغول احرام بستن شد ، بايد اين ملاحظه را بكند كه دست از همهء لذايذ دنيا شسته و خود را از ارجاس « 2 » و نجاسات ظاهريّه و باطنيّه پاك و منزّه مىنمايد ، و عمامهء خواجگى و بزرگى از سر بنهد ، و لباس تكبّر و خودپسندى از بدن بركند ، و ازار و رداى درويشى به خود پيچيده ، به فكر پوشيدن كفن افتد ، و ياد آورد زمانى را كه او را به كفن خواهند پيچيد ، و با آن جامه به حضور پروردگار خواهند برد ، و با اين انتقالات ، على الدّوام « 3 » در فكر و صدد آن باشد كه خلعت و سربالهء « 4 » انوار الهى را پوشيده ، و به واسطهء آن خود را از گيردار عذاب سرمدى « 5 » نجات دهد ؛ چنان عذابى كه خلاصى نمىشود از آن مگر به پوشيدن اين خلعت كه لباس مغفرت و نجات است . و مادامى كه در احرام مىباشد ، حرام است بر او چند چيز ( خواه آن مُحرِم « 6 » مرد باشد يا زن ) : اوّل صيد كردن ، هرچند كه خود مباشر « 7 » نشود ، بلكه سبب شود [ مثلًا ] اشاره نمايد ، يا آنكه بنويسد و بفهماند او را ؛ پس جميع اقسام دلالت بر صيد حرام است . دوّم جماع نمودن ، مطلقاً . سيّم عقد نكاح ؛ بر وجه دوام يا انقطاع « 8 » .
هامش
( 1 ) - با اندكى تغيير در : الفقيه 2 / 525 باب سياق مناسك الحجّ . ( 2 ) - ارجاس : جمع رجس . لغت نامه . [ پليديها . م . ] ( 3 ) - عَلَىالدَّوام : همواره ، مدام . لغت نامه . ( 4 ) - سِربال : پيراهن و هرچه پوشند . لغت نامه . ( 5 ) - سَرمَدى : دائم و جاودان و ابدى و ربانى و الهى . لغت نامه . ( 6 ) - عبارت متن « محرّم » . م . ( 7 ) - مُباشِر : اختيار كنندهن ، كسى كه به خودىِ خود قيام در كارى كند . لغت نامه . ( 8 ) - انْقِطاع : بريده شدن ، قطع و بريدگى . لغت نامه . [ در اينجا مراد عقد غير دائم است ] .