واگذارد ، و در جميع كارهايش توكّل به خدا نموده ، سر تسليم بر قضاى او نهد ، و اوقات نمازهاى واجبى و سنن نبوى صلى الله عليه و آله [ را ] مراعات كند تا استعداد و اهليّت رساند بر آن ثوابها كه در مقابل اعمال حجّ وعده فرمودهاند ؛ چنانچه رسولخدا صلى الله عليه و آله فرمودهاند : زمانى كه شخص ارادهء سفر حجّ كند و بر راحلهء خود سوار شود ، نگذارد راحلهء او پايى و بر ندارد پايى مگر آنكه نويسد خداوند عالم براى او حسنهاى ، و محو گرداند از او سيّئه « 1 » .
و به همين پاكيزگى و پاكدامنى كه طىّ منازل نموده ، و مُستجمِع « 2 » كرامات الهيّه بوده تا تخليهء قلب از ماسوىالبارى ، خود را مىرساند به ميقات « 3 » كه محلّ احرام بستن است ، و اوّل اعمال و نُسُك « 4 » حج است ؛ و محلّ احرام بستن مختلف مىشود به اختلاف جهتى كه مكلّف از آن طرف عبور كرده به مكّه مىرود ، و آن شش مكان است :
اوّل ، مسجد شجره : و آن ميقات كسانى است كه راه آنها از مدينهء منوّره باشد ، و آن را ذو الحليفة نيز گويند ( به ضمّ حاء مهمله و فتح لام و سكون ياء ؛ مصغَّر حلف است يا مفرد حلفاء ، كه عبارت باشد از نباتى كه آنجا مىرويد و ميان اهل آنجا معروف است ، يا به معنى يمين است كه آنجا قومى از عرب تحالف نمودند ، يعنى يكديگر را قسم دادند ) ، و علّت شجره گفتن آن مسجد ، باز به اين دو مناسبت است : اوّل شجرت در لغت عرب ، غير از درخت به علف هم مىگويند ، [ علفى ] كه تا زانو بلند شود و آن حلف حلفا ، تا زانو بلند مىشود . دوّم اينكه : شجرة از مشاجرت باشد كه به معنى مجادله و مباحثه است كه در آخر منجر به تحالف و تعاهد شده [ باشد ] . و بئر على « 5 » نيز گويند آن مكان را .
هامش
( 1 ) - التهذيب 5 / 20 ب 3 ح 3 ؛ وسايل 11 / 218 ب 2 ح 14650 .
( 2 ) - مُسْتَجْمِع : جمعكننده و فراهم آرنده . لغت نامه .
( 3 ) - ميقات : موضع احرام بستن به حجّ و عمره . لغت نامه .
( 4 ) - نُسُك : عبادت . لغت نامه .
( 5 ) - « قلعهجى » در ( معجم لغة الفقهاء / 215 ) آورده است : ذو الحليفه ، موضعى است در جنوب مدينهء منوّره و در فاصلهء شش ميلى آن ؛ كسانى كه از شام و مدينه ارادهء حجّ داشته باشند از آنجا محرم مىشوند و امروزه بنام « آبار على » مشهور است . همچنين « احمد فتحاللّه » در ( معجم الفاظ الفقه / 198 ) قريهء ذوالحليفه را « آبيار على » خوانده است . لازم به ذكر است كه « آبار » جمع « بئر » و به معنى « چاهها » است ، و گفته شده كه آن مكان ، موضعِ بعضى از چاههايى بوده است كه حضرت اميرالمؤمنين عليه السلام حفر كرده بودند و لذا به « آبار على » مشهور شده است . م .