حيوان ، از قانون عدل و عدالت بيرون نرود .
دوازدهم آنكه هر روز بر فقرا اطعام كرده و تصدّق نمايد « 1 » كه باعث رفع بليّه و زيادى عمر و قبول [ افتادنِ ] عمل و محفوظ بودن جان و مالش باشد ؛ چنانچه از قاسم بن محسن روايت نمودهاند كه گفت : ميان مكّه و مدينه در يكى از منازل ، اعرابى گرسنه ديده نانى به او دادم ، چون رفت بادى عجيب به هم رسيد و عمّامهء من را برد و نديدم به كجا و به كدام طرف برد ، چون به مدينه آمدم و خدمت [ حضرت ] جواد عليه السلام رسيدم بى آنكه با او حرفى زنم فرمود كه : اى قاسم ، عمّامهء تو را باد برد ؟ گفتم : بلى يابن رسولاللَّه صلى الله عليه و آله . به غلام اشاره فرمود كه عمّامهء قاسم را بياور ، چون آورد ديدم عمّامهء من است ، پرسيدم : يابن رسولاللَّه صلى الله عليه و آله ، اين به دست شما چون افتاد در اين راه دور و دراز ؟
فرمود كه : چون در آن منزل به آن اعرابى تصدّق نمودى حقّتعالى به موجب آيهء ى انَّ اللَّهَ لا يُضيعُ اجْرَ الُمحْسِنينَى « 2 » ، عمّامهء تو را به تو ردّ فرمود « 3 » .
بديهى است كه اين ، يك فايده بود از فوايد دنيويّهء تصدّق فى اللَّه « 4 » ، و لكن جزاى اخروى عنداللَّه است كه چقدر ثواب و ارتفاع درجه خواهد شد در آخرت ؛ هنيئاً له « 5 » . . . .
تبصرة : از عبداللَّه مبارك منقول است كه گويد : سالى به حجّ مىرفتم از قافله عقب ماندم ، در بين راه زنى را ديدم تنها در صحرا نشسته مىگويد : ى امَّنْ يُجيبُ الْمُضْطَرَّ اذا دَعاهُى « 6 » ، عبداللَّه گويد : همين كه اين را شنيدم نزد وى رفته پرسيدم : كيستى ؟ اين آيه را خواند : ى قُلْ سَلامٌ فَسَوْفَ يَعْلَمُونَ « 7 » ى « 8 » ، سلامش كردم گفت : ى سَلامٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلى نَفْسِهِ الرَّحْمَةَى « 9 » ، پرسيدم تو جنّى يا انس ؟ گفت : ى وَ لَقَدْ كَرَّمْنا بَنى ادَمَ وَ حَمَلْناهُمْ فى الْبَرِّ و الْبَحْرِى « 10 » ، گفتم : از كجا مىآيى ؟ گفت : ى يَخْرُجُ مِنْ بَيْنِ الصُّلْبِ وَ التَّرائِبِى « 11 » ،
هامش
( 1 ) - تَصَدُّق : صدقه دادن . لغت نامه .
( 2 ) - هود / 115 .
( 3 ) - بحار 50 / 47 ب 3 ح 25 ؛ الخرائج 1 / 377 ب 10 ؛ كشفالغمّة 2 / 367 .
( 4 ) - صدقه دادن در راه خدا . م .
( 5 ) - گوارايش باد . م .
( 6 ) - نمل / 62 .
( 7 ) - عبارت متن « تَعْلَمُونَ » . م .
( 8 ) - زخرف / 89 .
( 9 ) - انعام / 54 .
( 10 ) - بنىاسرائيل / 70 .
( 11 ) - طارق / 7 .