زن در آب مطبوخ بنشيند قطع سيلان خون رحم كند . گويند كه صمغ آن كم يافت مىشود اگر به هم رسد خوردن آن جهت منع اسقاط حمل و حمول آن جهت بواسير و بخور آن براى رفع سحر و افسون مؤثر است . « 1 » مرخ ؛ درخت بادام تلخ را گويند كه يكى از گونههاى بادام و مغز هستههايش تلخ است . در قديم جهت ايجاد آتش از اين گياه زنداسفل مىساختند . ( زند اسفل چوبى بود كه در پايين چوب ديگرى به نام زنداعلى قرار مىدادند و بهوسيله اصطكاك و مالش شديد با چوب بالايى آتش ايجاد مىكردند ) زند بالايى از چوب عفار تهيه مىشده است .
* بداشقان
معرب از بدسكان فارسى است و باشقان و بدكشان و قاتل ابيه و كف الكلب نيز گويند و به يونانى قاماريون و قوماروس نامند و آن گياهى است شبيه به بردى كه به فارسى پيزر نامند . زرد رنگ ذهبى و باريكتر از بردى و منبت آن نيزارها و آبهاى ايستاده و اهل زنج از آن دست برنجن مىسازند و گويند در آذربايجان زياد است .
گرم و خشك در اول ملطف و محلل و مدر بول و جهت امراض بارد بلغمى و رطوبى نافع و بدل آن گشت برگشت است شربت آن از يك درم تا سه درم ، بدل آن به قول رازى يك و نيم وزن درونج و به وزن آن زيره سياه است . « 2 »
* مرزنگوش
[ مشخصات ]
مرزنگوش گياهى است در نواحى مختلف مىرويد و خاصيت طبى آن مقوى ، باد شكن ، ضد تشنج ، مدرّ و ضد رطوبت است و بيخوابى و ميگرن ( درد نيمه سر ) و زكام مغزى را درمان مىكند و امراض مربوط به مجارى تنفس و ضعف معده و سوء هضم را
از بين مىبرد و مانند چاى بايد آن را دم كرد .
[ خواص و كاربرد ]
اگر 100 گرم آن را در يك ليتر روغن زيتون در آب جوش ريخته روى آتش به هم زنند
هامش
( 1 ) - محيط اعظم ، ج 3 ، ص 306 .
( 2 ) - محيط اعظم ، ج 1 ، ص 279 .