تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 191

مساهمون:

ص١٩١

اعتدال مىباشد . مقدار خوراك ، يك جو مىباشد . مقوى چشم و محلل اورام ، مدر بول و حيض ، مقوى باه و معده و كبد است . مصلح آن سكنجبين و عسل خالص و مواد سرد و تر و روغن مىباشد . مضر اكثر اعضا است براى گرم مزاجان و امراض طحال مضر است . بدلش تج و زعفران به قدر مناسب و چرك نقره‌اى مىباشد . جالى و قابض و مقوى بصر است . آن را تنها يا با ادويه مناسب ساييده براى رفع ضعف در چشم سرمه مىكنند و در مرهمها مخلوط كرده بر زخم مىمالند . گوشت اضافى را مىبرد ، در امراض چشم بسيار مفيد است ، مقوى دل و دماغ مىباشد ، كشته آن براى بواسير مفيد است و مصرف زياد آن سم قاتل است . آن را در سركه ساييده و بر برص طلا مىكنند ، اگر در گلوى كودك بكنند از ترس محفوظ مىماند . طلاى آن محلل اورام است . براى برص و بهق ، عسل كردن از آن بهتر است . « 2 » مارقشيشا سنگى براق است كه از معادن طلا ، نقره و مس خارج مىشود . اگر از معدن طلا حاصل شود آن را مرقشيشاى ذهبى و اگر از معدن نقره باشد مرقشيشاى فضى مىگويند . بر طبق تحقيق دويامكهى كه مرقشيشاى فضى است ، خيلى مشابه با

BISMUTH

است . سنگى است معدنى كه از معدن نقره حاصل مىشود . رنگ آن سفيد مايل به سياهى ، مزاج آن سرد و خشك در درجه دوم ، استعمال خارجى آن جلا كننده ، قابض و مجفف رطوبات است با ادويه مناسب از آن سرمه‌اى درست كرده كه در ضعف چشم و آبريزش در چشم استعمال مىكنند . براى زخمها به‌صورت مرهم از آن استفاده مىشود . گوشت فاسد زخم را مىبرد و رطوبات متعفن را دور مىكند . به‌صورت داخلى مصرف نمىشود . « 1 » پس از تحقيقات

هامش
( 2 ) - كتاب المفردات ، ص 307 ؛ بوستان المفردات ، ص 176 ؛ مخزن المفردات ، ص 242 .
( 1 ) - كتاب المفردات ، ص 262 - 466 .