تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 377

مساهمون:

ص٣٧٧

سابينا :

اسم شامى نباتى است كه تخم آن سياه و مستدير ، شبيه به تخم كرفس بوده و در آن حدتى است كه زبان را بسوزاند .

سابيرج :

به فتح اول و الف و كسر موحده و سكون تحتانى و فتح راى مهمله معرب شابيزك و شابيره فارسى است و آن لفاح فارسى كوچك است كه آن را بيروج گويند .

سابر :

به باى موحده مفتوح ، حيوان هندى است كه از جلد آن شلوار و بند شمشير سازند . نزد يونانيان آن را منفعت در طب نيست و نزد هنديان گوشت آن وقت هضم شيرين و سرد و تر و گران و مولد بلغم و دافع خون صفراوى است .

ساتهر :

دواى هندى است ، مسهل و دافع باد و بلغم .

ساتهى :

به فتح سين مهمله و الف و كسر تاء فوقانى هندى و خفاى ها و كسر ياى تحتانى . قسمى از برنج سرخ رنگ است كه در شصت روز مىرسد و لهذا به اين اسم موسوم گشته و آن را به هندى ركت شال ، يعنى مثالى سرخ و پرسوها يعنى طره‌دار نيز گويند . سبك و بسيار نافع و مقوى اعضاء و افروزنده رنگ و حافظ صحت و هنگام هضم تيز و شيرين و دافع فساد اخلاط ثلاثه و مدر بول و مصفى آواز و گلو و بينى و رافع سوزش اعضاست و بعضى گويند : آن سرد و خشك است و جمع انواع آن در خواص قريب و حابس شكم و خون حيض و دافع صفرا است .

* سالاد

سالادى كه از سبزيهاى سير ، پياز ، آبليمو ، كاهو و روغن زيتون تهيه شده براى اشتها به غدا نظير ندارد . « 1 »
هامش
( 1 ) - اسرار خوراكيها ، ص 127 ؛ گذرنامه براى زندگى نوين ، ص 51 .
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 377 | مصطفى النوراني الاردبيلي