* ساداوران
اصل اين سياهداران است و فارسى است به معنى سياهى درختان و اين توجيه بعيد است ، بلكه قريبتر اين است كه « سا » مخفف سياه است و داوران به معنى حاكمان و لهذا گويند كه چون نوعى سياهى از آن مدنيت مىسازند آن را مدار القضاة و سواد القضاة و سواد الحكام گويند و سهك داوران و قنطار و خاتم الملك نيز نامند و به فارسى آب بن و به هندى كالاسانوا خوانند و آن جسمى سياه براق مثل قطع مداد است كه در ساق درخت بطم كهنه به هم مىرسد و گاه در جوف بيخ اشجار بزرگ بلاد هند و حوالى آن پيدا مىشود و گويند : آن صمغى است كه درون بيخ درخت گردكان كه مجوف شده باشد يافت مىشود و آن گويا كه آب متعفن است و بر آن سالها گذاشته و بدان چوب فاسد را رنگ مىدهند . سرد در دوم و خشك در سوم و گويند : خشك در اول و يحيى بن ماسويه گويد كه سرد و خشك در دوم است و به اندك حرارت محلله و در خوشبوها و غاليه داخل شود و در آن تلخى اندك و قبض بود و لهذا رافع اورام حار است . و چون به روغن آميزند و بر موى لطوخ سازند بغايت مسود مو است و چون به سركه سوده بر اورام طلا كنند ، سود دهد و طلاى آن اورام خصيه و ذكر را نفع كند و شراب جهت تحليل اورام بارده صغير و خوردن و ضماد كردن آن نافع نزف الدم جميع اعضاء و التيام دهنده زخمهاست . مداومت خوردن آن مولد سودا است و مصلح آن شكر است . « 1 » به فتح سين مهمله و الف و دان و الف و واو و راء مهمله و نون معرب از سياه داران