طلاى آن مقوى باه و محلل اورام است . « 1 » اسم طبى دارشيشعان
است و در نسخه معروف همدرد ، روغن سرخ كه براى پا درد و استخوان درد و سياتيك و لقوه و فلج استعمال مىشود ، دارشيشعان يكى از اجزاى آن مىباشد و در نسخهاى براى جلوگيرى از زياد ريزى و عدم ترتيب حيض زنان و در مرض سوزاك و خونريزى بواسير ، دارشيشعان همراه داروهاى ديگر استعمال شده است . « 2 » در كوههاى هيماليا حاصل مىشود . پوست آن به عنوان دارو استعمال مىشود و قيمتش گران است . در كتاب نگانتاس آمده است كه براى امراض ناشى از بلغم مانند : تب ، ضيق النفس ، سوزاك ، بواسير ، سرفه و التهابات حنجره مفيد است و در نسخههاى مختلف اين امراض ، به صورت جزء اصلى مخلوط مىشود . براى دارشيشعان نامهاى قندول و عود البرق آمده است و آن حل كننده ، قابض ، بادشكن و مقوى است . علاج زكام و سردرد است . مخلوط آن با دارچين براى معالجه سرفه كهنه ، تب و بواسير تجويز مىشود . مخلوط آن با سركه لثه را قوى و براى دندان درد مسكن است . با روغن از آن قطره مىسازند كه براى درد گوش نافع است . جوشانده آن براى تنگى نفس و اسهال مفيد است . گرد و محلول از پوست آن درست كرده براى جراحت و زخمهاى متعفن مفيد است . نسخهاى به نام كت فلادى چورنا براى امراض خرابى بلغم ، تب ، تنگى نفس ، سوزاك ، بواسير ، سرفه و امراض حنجره در كتب قديم سنسكريت به اين صورت بيان شده است : اين را به صورت گرد درست كرده مقدار خوراك آن 4 گرم با عصاره زنجبيل و عسل ، براى امراض ذكر شده است ، مصرف مىشود . پوست دارشيشعان 14 درصد ماده