نيم را به هم وصل مىكنند روى ترب را به وسيله خمير آرد گندم مىپوشانند و به وسيله يك سيخ باريك به روى آتش زغال سرخ مىكنند وقتى خمير آرد به زغال تبديل شد آن را دور كرده ترب و محتويات را روزانه يك عدد صبح ناشتا ميل مىكند . « 3 » ادرارآور ، دافع بادها ، هضم كننده است ولى خودش دير هضم است و به اين جهت ترب را قبل از غذا يا ناشتا صبح نبايد خورد ترب سنگ مثانه و كليه را ريز ريز كرده و در مىآورد سده راههاى بسته شده جگر را باز مىكند و بلغم را صاف مىكند و جوشانده تخم ترب نافع امراض بلغمى و در آوردن قى مفيد است . در لكههاى سياه چهره ، برص ( لكههاى صورت ) و بهق ( كك ) تخم ترب را سائيده و با ادويهجات مناسب مخلوط نموده مرهم مىكنند خيساندهاش در سركه نافع ورم طحال است در برگ ترب قوت افزودن ادرار بيشتر مىباشد آب برگ ترب را با شكر قرمز مخلوط نموده نافع مرض يرقان است و آب مورق آن كيسه صفرا را از صفرا پاك مىكند . براى التهاب روده صفراوى و التهاب كيسه صفرا اطباء اين نسخه معروف را استعمال مىكنند : آب تاج ريزى مورق ، آب كاسنى مورق ، آب كاسنى مورق ، آب ترب سبز مورق و شربت ليمو هر يك 48 گرم هميشه استعمال كنند از برگ و ربشه ترب نمك بدست مىآيد كه آن را در سنگ كليه و مثانه توصيه مىكنند . « 1 » ترب اصلاح كننده آن فلفل سياه زيره و سركه . باد شكن ، خارج كننده سنگ كليه و ادرارآور مىباشد . روغن ترب براى درد گوش مفيد ، آب آن با عسل مقوى چشم براى مرض آبى كه از چشم مىآيد مفيد و نيز جوشاندهاش آورنده جريان حيض است . « 2 » اسم طبى گياه ترب
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 55
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص٥٥
raphanus sativus
گفته شده است و در نسخههاى شكم و معده در مرض يرقان و سنگ كليه مورد استفاده است روغن ترب در درد گوش و در شربتهاى ادرارآور و روغنهاى امراض جلدى استعمال شده است . « 3 »
هامش
( 3 ) - صد گياه و هزار درمان ، دكتر حسين عرفانى ، ص 97 .
( 1 ) - المفردات ، ص 482 ؛ مخزن المفردات ، ص 372 .
( 2 ) - بستان المفردات ، ص 275 .
( 3 ) - همدرد ، ص 102 - 115 - 132 - 143 - 186 - 206 - 229 - 226 .