گرى و قوه باه است و درد مفاصل را دوا است . افشرهاش را با شير در بينى كشند سردرد غليظ نصفى را شفا دهد . براى اسهال دادن بهتر آن است كه افشره را با دو چندان نمك قاطى كنند و قرصهايى به اندازه گاو دانه از آن بسازند و به وسيله آب ببلعند ، بلغم و خون را بيرون ريزد . افشرهاش بول و حيض را راه اندازد برداشتنش بچه را از بين مىبرد . « 1 » ارجانى گويد : در دو درجه گرم و خشك است . با اسهال بلغم را دفع كند . اگر با عسل به هم آميخته شود و بر حلق طلا شود خناق بلغمى را سود دهد و درد مفاصل را منفعت كند . « 2 » از هر 40 عدد از اين خيار فقط 6 گرن الاتريم به دست مىآيد در زمان بقراط اين دوا شناخته شده بود و نيز در قرن نوزدهم دكتر كلاتربك آن را معرفى كرده است . « 3 » نيز الاترين به اسم مومورسيدين
momorcidin
كه داراى فرمول شيميايى
c
02
h
82
o
8 است ناميده مىشود كه در آب حل نمىشود و 1 گرم از اين ماده در 325 گرم الكل و 5 / 15 گرم كلروفرم و 450 گرم اتر حل مىشود .
الاترين مادهاى مسهل است كه از الاتريم گرفته مىشود .
مقدار خوراك آن از 201 تا 121 گرن است .
* خيزران
تعريف :
فارسى : چوب بيت ، بيت .
عربى : جنه .
سانسكريت : بيتس ، نچل ، بنجل ، ويرگهپترك ، كلن و اسامى ديگر .
انگليسى :
rutacans hcane
لاتينى :
calamus rutang willow
هامش
( 1 ) - قانون در طب ، ج 2 ، ص 299 .
( 2 ) - ترجمه صيدنه ، ج 2 ، ص 951 .
( 3 ) - دستور بريتانى ، ص 1175 .