تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 537

مساهمون:

ص٥٣٧

* خيار خر

تعريف :

عربى : قثاءالحمار ، مشط الذئب ، صاب . فارسى : خيار خر ، خيار دشتى ، سماهنگ ، گريز ، خيارزه ، اسپند . يونانى : شقوشينا ، سفليس اغريوس ، اسفراغريوس ، سنديوس اغريوس ، قطوريون . سانسكريت : جيموتك ، كنت پهلا ، گراگرى سيما و اسامى ديگر . هندى : بندال . انگليسى :
bristly lufa
لاتينى :
lufa echinata

در بعضى مناطق هند آن را ديودال ، كريلن يريلن مىگويند گياهى است رونده گل آن سه نوع است : سفيد ، زرد ، سرخ . بر ميوه آن خار مىباشد در ذائقه تلخ است . « 1 » در اروپا و شمال آسيا مىرويد . ميوه آن استعمال دارويى دارد . در بازارهاى هند : كاترى اندر اين كه خشك شده در بازار به فروش مىرسد از ايران وارد هند مىشود . در حالت ناپختگى آن را جمع مىكنند . در هند نمىرويد در نواحى

tiflis
و كنار نهر كراه در قفقاز زياد حاصل مىشود و در جورجيا به طور دارويى بنام
kitrana
استعمال مىشود و در مرض مالاريا خيلى مفيد است . در كنفرانس طبى دكتور
minkevit
در باره آن بحث كرده و گفته كه تب مالاريا از اين دوا قطع مىشود اما اين علاج موقتى است چون دوباره برمىگردد . دكتر
astvaturoff , lisitzeff
نيز بيان كرده‌اند كه در
kakhe tian
بنام
kitrana
به طور داروى خواب‌آور استعمال مىشود و در مرض داء الكلب نيز توصيه مىشود هندوها اين دارو را نمىشناختند ولى اهل فارس و عرب آن را خوب مىشناختند . عرب آن را قثاءالحمار و اهل فارس آن را خيار خر و خيارزه هم مىگويند حاج زين اسم يونانى آن را
ispheridagrion
نوشته است .
هامش
( 1 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 45 .