* خيار خر
تعريف :
عربى : قثاءالحمار ، مشط الذئب ، صاب .
فارسى : خيار خر ، خيار دشتى ، سماهنگ ، گريز ، خيارزه ، اسپند .
يونانى : شقوشينا ، سفليس اغريوس ، اسفراغريوس ، سنديوس اغريوس ، قطوريون .
سانسكريت : جيموتك ، كنت پهلا ، گراگرى سيما و اسامى ديگر .
هندى : بندال .
انگليسى :
bristly lufa
لاتينى :
lufa echinata
در بعضى مناطق هند آن را ديودال ، كريلن يريلن مىگويند گياهى است رونده گل آن سه نوع است : سفيد ، زرد ، سرخ . بر ميوه آن خار مىباشد در ذائقه تلخ است . « 1 » در اروپا و شمال آسيا مىرويد . ميوه آن استعمال دارويى دارد . در بازارهاى هند : كاترى اندر اين كه خشك شده در بازار به فروش مىرسد از ايران وارد هند مىشود . در حالت ناپختگى آن را جمع مىكنند . در هند نمىرويد در نواحى
tiflis
و كنار نهر كراه در قفقاز زياد حاصل مىشود و در جورجيا به طور دارويى بنام
kitrana
استعمال مىشود و در مرض مالاريا خيلى مفيد است . در كنفرانس طبى دكتور
minkevit
در باره آن بحث كرده و گفته كه تب مالاريا از اين دوا قطع مىشود اما اين علاج موقتى است چون دوباره برمىگردد . دكتر
astvaturoff , lisitzeff
نيز بيان كردهاند كه در
kakhe tian
بنام
kitrana
به طور داروى خوابآور استعمال مىشود و در مرض داء الكلب نيز توصيه مىشود
هندوها اين دارو را نمىشناختند ولى اهل فارس و عرب آن را خوب مىشناختند .
عرب آن را قثاءالحمار و اهل فارس آن را خيار خر و خيارزه هم مىگويند حاج زين اسم يونانى آن را
ispheridagrion
نوشته است .
هامش
( 1 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 45 .