مىگويند دو قسم است : يك نوع خاردار كه يك زرع بلند مىشود گل آن زرد و داغدار است مشابه گرده است بعضى به آن درك هم مىگويند . نوع دوم درخت آن بزرگ است برگ آن مانند برگ درخت سيب و ميوه آن مانند سيب ولى كوچكتر سياهرنگ و در ذائقه بسيار شيرين است . خرنوب مصرى : قرظ يعنى درخت اقاقيا را گويند بعضى آن را نيز خرنوب نبطى مىدانند . خرنوب هندى : آن املتاس ، خيار چنبر را مىگويند . خرنوب الخنزير : نام درخت اناغورس است . « 1 » درختى است زيبا از تيره نخود
leguminosae
و ميوه گوشتدار و خوش طعم دارد به علت دارا بودن موسيلاژ در صنعت از آن استفاده مىشود . از نظر مصرف درمانى چندان ارزشى ندارد در منطقه مديترانه مصرف زياد دارد . در زمينهاى باير و خشك به سهولت مىرويد . در زمينهاى آهكى مجاور دريا پرورش آن بسيار مناسب است . « 2 » صمغ آن را
prosopis spesigera
گفتهاند و اين صمغ با قيمت است .
گفتهاند خرنوب چند قسم مىباشد . قسم اول را خرنوب نبطى مىگويند كه ساقههاى آن پراكنده مىباشد و داراى خارهاى تند تند هست . گل آن داغدار و زرد مىباشد و ميوههاى آن مشابه كليه مىباشد و قسم ديگر قدرى بزرگتر از خرنوب نبطى مىباشد و درخت آن مشابه درخت كيكر مىباشد . مغيلان و برگهاى آن مشابه تمر هندى و همين قسم دوم است كه اسم آن را در انگليسى نوشتهايم . ميوه درخت خرنوب نبطى را هيچكس نمىخورد لكن ميوه قسم دوم را بعضى از دهقانها به جاى نان مىخورند كه داراى غذا هست . مصلح آن بهدانه و نبات بدل آن ميوه مغيلان يا مازو و رنگ قدرى سياه و گل
آن زرد ، ذائقه شيرين ، مزاج سرد در درجه دوم .
در پاكستان غربى مىرويد . ضماد آن در اعضا خشكى به وجود مىآورد و بر معده و
هامش
( 1 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 109 .
( 2 ) - گياهان دارويى ، دكتر زرگرى ، ج 3 ، ص 539 .