تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 463

مساهمون:

ص٤٦٣

* خرنوب

تعريف :

خرنوب را در اردو : خرنوب و در عربى خرشوب الشق مىنامند . در فارسى : خرنوب نبطى . لاتين :
carantania siligus .
انگليسى :
prosopis specigera

درختى است از تيره پروانه‌واران شبيه به درخت گردو و داراى گلهاى زرد ميوه‌اش در غلافى دراز شبيه با باقلا جاى دارد . طعم آن شيرين است و از آن رب مىسازند . « 1 » خرنوب ، خروب : 1 - درختى است از تيره پروانه‌واران شبيه به درخت گردو و داراى گلهاى زرد . ميوه‌اش در غلافى دراز شبيه باقلا جاى دارد . طعم آن شيرين است و از آن رب مىسازند 2 - قسمى از آن بوته‌اى است مرتفع و خاردار ، داراى شاخه‌هاى متفرق و گلهاى زرد ( خرنوب نبطى ) . « 2 » فارسى : دانه شمنك . رومى : قوتورا ، آن را خروب هم مىگويند . خرنوب چهار قسم است : شامى ، نبطى ، مصرى ، هندى و مراد از مطلق آن خرنوب شامى است . خرنوب شامى را در يونانى قارطيا ، فارسى : ترمازرونى ، كوزر و كوزك كازرونى مىگويند . آن دو نوع بستانى و بيابانى مىباشد . درخت بستانى بزرگ است ، برگ آن چرب و سبز مايل به گرد و ضخيم است و گل آن زرد است ميوه‌اى مانند باقلا به طول يك وجب و داخل آن دانه‌هايى مثل باقلا مىباشد و شيرين است . خرنوب شامى بيابانى : يك نوع مانند خرنوب بستانى است ولى خوردنى نيست آن را فقط گوسفندان و بزها مىخورند نوع ديگر كوچك است كه ميوه آن خورده مىشود . خرنوب نبطى : آن را در عربى خرنوب الشوك ، خرنوب الغربى ، قضميه قريش و در يونانى : اماغيرون . فارسى : گرده ، جيلك ، جيلاك . شام ينوبت و در هندى : كندى جوون

هامش
( 1 ) - فرهنگ داروها ، ص 145 ، نقل از فرهنگ معين .
( 2 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 1415 .
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 463 | مصطفى النوراني الاردبيلي