مىشود . « 1 » خرمالو را در گرگان « آندوخرما » و در مازندران انجير خرما و در طوالش آمبرو و در آستارا اربه و در رامسر خرمندى و در نور و كجور و آمل درخت نر خرمالو را كلهو و كهلو و درخت ماده را خرمنى و فرمونى نامگذارى كردهاند . درختى زيبا داراى برگهاى پهن و ميوه درشت و قرمز رنگ است . ميوهاش اثر قابض دارد . در ايران پرورش مىيابد . نامهاى عربى آن لوتس و كاكى است . « 2 »
خواص :
چوب آن اثر تصفيه كننده خون دارد از ميوهاش در چين به عنوان آرام كننده استفاده درمانى به عمل مىآيد براى برگهاى آن اثر تببر قائلاند .
در نواحى مختلف گيلان از ميوه پخته و رسيده گياه نوعى شيره با طعم مطبوع به نام دوشاب تهيه مىگردد .
ميوههاى كال كه خارج از درخت رسيده باشند داراى منفعت كمترى است .
خوراك كوبيده دانه خرمالو به صورت گرد دافع سنگ مثانه و كليه است
درخت خرمالو :
d . chinensis blume , biospyros kaki l .
محل رويش :
گرگان : بندرگز ، جنگل گلستان ، زيارت . مازندران : كره زنگ ، پل سفيد در دره تالار ، بين شهسوار و چالوس . گيلان : بين رشت و لاهيجان ، كهدم . آذربايجان : نواحى كوهستانى آستارا و آسبين . « 3 » درخت خرمالو در جنگلهاى شمال و جنوب ايران مىرويد و در تهران و جاهاى ديگر پرورش مىدهند . نوع پرورش يافته بدون هسته مىباشد .
هامش
( 1 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 1413 .
( 2 ) - گياهان دارويى ، دكتر زرگرى ، ج 2 ، ص 272 .
( 3 ) - همان ، ص 270 .