تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 420

مساهمون:

ص٤٢٠
فى
fee
بنام
sinapis alba
و
sinapis nigr
و
sinapis erucoide
بيان كرده است . نويسنده‌هاى سنسكريت دو شكل خردل را بيان كرده‌اند تخم آن را بنام سرشاپا نوشته‌اند خردل سفيد را سدهارتا كه
brassica campestris
مىباشد و راجيكا خردل قهوه‌اى كه شايد
brassica juncea
باشد از نوع اول يعنى سفيد براى استخراج روغن بيشتر استفاده مىشود . خردل قهوه‌اى و سياه به سبب دارا بودن اثر تند و نيز براى ماليدن خارجى و داخلى استعمال مىشود در هند روغن خردل قهواى به طور خوراكى استعمال مىشود و اثرش بر بدن نرم و صاف و سرد كننده پوست مىباشد . آن را بر سر مىمالند تا مو را قوى كند و رشد مو را زياد نمايد در بعضى مناطق هند روغن خردل را قبل از رفتن به حمام بر بدن مىمالند هندوها از خردل براى استعمال داخلى با ادويه براى سوء هضم و قىآورنده استفاده مىكنند خردل را در آب گرم خيسانده و با آب گچ مخلوط كرده براى سوء هضم استعمال مىكنند در كتاب مخزن الادويه دو نوع خردل بيان شده است : 1 - خردل بيابانى : كوچك ، گرد و سرخ مايل به قهوه‌اى رنگ تخم آن مىباشد . 2 - خردل بستانى : سرخ و سفيد . براى استفاده دارويى از تخم سرخ استفاده مىشود . اطباى مسلمين خردل را گرم و خشك بيان كرده‌اند و آن را صاف كننده و هاضم مىدانند و در تمام امراض براى همين اثر از آن استفاده مىشود . در مخزن بيان شده كه روغن خردل اثر ضد عفونى و كرم كش دارد ماليدن روغن آن محرك گردش خون در بدن است نيز براى درد عضلات و مفصلها اثر خوبى دارد در خوراك مقدار كمى آرد خردل ضد نفع شكم و مدر لعاب بدن مىباشد . براى كليه مضر است و ادرار را زياد مىكند از آن 2 / 0 تا 7 / 0 درصد روغن حاصل مىشود لكن از نوع
brassica nigra
روغن بيشترى به دست مىآيد . روغن آن به فرمول :
csn c
5
h
5 مىباشد كه
allyl
thiocarbimide
نام دارد .
will , korner
در سال 1863 يك ماده بلورى از آن حاصل كردند كه از آن
c
h
kns
o
sinnigrin
sinalbin
myrosin
myrosin
mirosin
sinalbin
sinalbin mustardoil
sinalbin sulphate
glucose
cruciferae
mustard oil
allyl sulphide c
h
s
cruciferae
oil of garlic
myrosin
albumin
white yorkshire
white cambridge
black cambridge
calcium phosphates
magnasium
potassium
messrs schimmel
sulphuretted
brassica nigra
o .
brassica juncea
هامش
( 1 ) - فارماكوگرافيا ، ج 1 ، ص 122 الى 128 .