تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 417

مساهمون:

ص٤١٧

بپزند بهتر است . سرطان دريايى لطيفتر است خاكسترش را با عسل پخته تركهاى پا را كه ناشى از سرما باشد خوب مىكند ضماد خرچنگ را بر دملهاى سخت نهند نرم مىنمايد گوشت و آبگوشت خرچنگ بويژه اگر با شير الاغ باشد در علاج سل نافع است . سرطان بحرى ، خرچنگ دريايى : نوعى كه منظور ما است همه اندامش سنگ است . سوخته‌اش دندان را پاكيزه نگه مىدارد و لكه‌هاى سياه و كك‌ومك را از رخسار مىزدايد سوخته‌اش زخم چركين را خشك مىكند و براى گرى سودمند است . « 2 » سرطان نهرى ، عربى : عقرب الماء ، ابو البحر . يونانى : فاقيشر ، قرقينود . رومى : قنبادون ، باعورس . فارسى : خرچنگ كيكاس ، هشت پايه . هندى : كينكره كاكيرده گينكچه . انگليسى :

cancer , crab

سرطان بحرى : نوعى خرچنگ است و از درياى هند و چين گرفته مىشود . بعضى گويند كه سرطان بحرى وجود ندارد ، بلكه نوعى سنگ است و بعضى مىگويند كه سرطانى كه از چين مىگيرند تا هوا بخورد مىميرد و مثل سنگ مىشود . « 3 » حيوانى آبى است و 2 نوع است : بحرى و نهرى ، رنگ سفيد و سرخ . مزاج : سرد و تر در درجه دوم . مقدار خوراك تا 60 گرم و سوخته‌اش از 1 تا 3 گرم .

خواص :

خرچنگ نهرى ديرهضم و زياد غذا دهنده است . گوشت و شورباى آن نافع سرفه است براى قوت باه خيلى منفعت دارد دست و پاى خرچنگ را قطع نموده پخته همراه با نمك و فلفل نافع سل و سرفه است . بول و حيض را جارى مىكند . سنگ مثانه و كليه را دفع مىكند . داراى مقدار زيادى كلسيم است . « 1 »
هامش
( 2 ) - قانون در طب ، ج 2 ، ص 240 .
( 3 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 139 .
( 1 ) - المفردات ، ص 400 .