تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 419

مساهمون:

ص٤١٩

ثفاء دانه خردل است و آن سفيد و سياه مىباشد كه از خانواده صليبيه مىباشد . « 2 » به عربى : خردل . به سريانى : خردلا . به فارسى : سپندان گرد ، سپندان فوش . به سانسكريت : راج كشوك ، كرشتا ، راجى ، راج سرشپ . هندى و اردو : رائى . انگليسى :

mustard .
لاتين :
brassica jancea
و
sinapis janaca
و
sinapis .

« 3 » به فتح خاء معجمه و سكون راء مهمله و فتح دال مهمله و سكون لام اسم عربى است . در سريانى خردلا و به فارسى سپندان گرد و اسپندان خوش و در هرات و سجستان سناه و در انگليسى مسطرطد و به هندى رايى و اهورى مىگويند . آن دو قسم است : سفيد و سرخ و سفيد آن را حرف ابيض و به فارسى اسپندا و اسپندان و به قول صاحب كامل و منهاج اسفندان مىگويند و نوع سرخى آن را به تركى ككج مىنامند . و برى و بستانى مىباشد . برى آن را به عربى حرشا و به تركى قچى مىنامند . خلاصه تخم گياهى است كه برگ آن باريك ، مقطع و شبيه به برگ ترب و كوچكتر از آن و خشن و اندكى تند بو است و از مطلق آن مراد تخم آن است و بهترين آن بستانى بزرگ دانه تازه غير شديد الحمرة و يبوست است و از درون رنگ آن زرد و با دهنيت و حدت ( تندى ) نيز مىباشد و گويند بهترين آن سفيد مايل به زردى است . « 1 » در زبان سنسكريت خردل را آسورى هم مىگويند . يونانيها هم از اين نام برده‌اند و به طور دارو استعمال مىكردند . روميها نيز به صورت خوراكى و ادويه استفاده مىكردند . پلينى

pliny
اقسام آن را بيان كرده است كه خردل سه نوع مىباشد :
هامش
( 2 ) - لسان العرب ، ص 98 .
( 3 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 122 .
( 1 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 180 .