تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦

سرطان بالفتح اسم عربى است و آن را عقرب الماء مىگويند و كنيت آن ابو البحر است . و آن حيوانى آبى است تندرو و دو فك و چنگال و ناخن و دندان و پشت سخت دارد و سر و دم آن به نظر نيايد و چشم آن بر كتف و دهان آن در سينه مىباشد و هر دو فك آن از هر دو جانب جداجدا مىباشد و هشت پا دارد و به جانب رفتار مىكند و استنشاق آب و هوا با هم مىنمايد و جلد آن در يك سال شش دفعه پوست مىاندازد و به مسكن خود دو دو دروازه مىسازد : يكى به‌سوى آب و دوم به طرف ساحل و آن دو نوع است : بحرى و نهرى ، اما سرطان نهرى نر و ماده مىباشند . ضماد گوشت آن سنان و خار را از عمق بدن بر مىآورد و تحليل اورام حاره مىكند و چون شكم آن را بر جراحت ببندند اخراج پيكان از آن نمايد و ماليدن خاكستر آن تحليل اورام صلب مىكند و گويند كه گوشت و شورباى آن براى مسلول و مرض دق و امراض سرفه گرم و خشك و خشكى اعضا و لاغرى مفرط حار و محرور مزاجان را بسيار مفيد بود . « 1 » سرطان نهرى در دوم سرد و تر و با جذب و تحليل و بهترين آن قسم ماده است و علامتش آن است كه چون سوزن بر پشت او فرو كنند آب سفيدى ظاهر گردد و سه دقيقه از پخته او با كرفس و رازيانه خارج كننده شن كليه و مثانه و مدر حيض و فضلات و مسحوق آن با بادروج جهت سم عقرب و با شير الاغ جهت گزيدن رتيل و عقرب و غرغره شير كوبيده آن به قدر يك سكر جهت خناق و درد لوزتين سريع الاثر است . سرطان بحرى دو قسم است يكى آنكه چون از آب برآورند سفت و سخت شود و آن سنگى است به قدر سرطان نهرى و از آن كوچكتر و آن سرد و خشك است و سوخته آن را جلا و تلطيف بيشتر و جهت رطوبات كه از طبقات چشم ريزد نافع و مقوى عضلات چشم است و قسم ديگر شبيه به سرطان نهرى نيست بسيار سفيد و شبيه به خلد است . « 1 » سرطان نهرى ، خرچنگ رودخانه‌اى : ديرهضم است و غذاى بسيار دهد با ماش

هامش
( 1 ) - محيط اعظم ، ج 2 ، ص 20 ؛ قرابادين كبير ، ص 241 .
( 1 ) - تحفه حكيم ، ص 145 .
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 416 | مصطفى النوراني الاردبيلي