در فارسى نيز جواشير ، گوشير . در شيرازى جاحوشى .
يونانى : اقامو ، سندوخس ، تاحروس .
لاتينى :
galbum
عبرانى : كهلب تاه . صمغ يك درخت است بعد از حل شدن در آب مانند شير مىشود . به اين جهت آن را گاوشير مىنامند . « 2 » تجار ايران در هند مىگويند كه درخت
galbanum
درخت گاوشير بين كرمان و شيراز زياد است و گاوشير از همين مناطق به هند صادر مىگردد .
در كتابهاى قديمى هند ذكرى از گاو شير نشده و در كتاب حكماى مسلمين تعريف گاوشير را مطابق كتابهاى يونانى نوشته است به آن بزداد و كينه هم مىگويند .
حاجى زين در كتاب اختيارات از اين درخت دو نوع بيان كرده است :
نوع اول سخت و سفيد و نوع دوم زرد و نرم مثل عسل . نوع دوم را در شيراز جاحوشى گويند نويسنده مخزن الادويه در بابت بارزد مىگويد كه آن را در عربى كينه و در يونانى خالبانى و در هندى يا گنده بيروزه مىنامند . وى گويد : بارزد از يك درخت استخراج مىشود و آن را ملطف ، مسكن خارج كننده بلغم تعريف كرده است نيز آن را در امراض شلل ، هيسترى ، برونشيت مزمن و تنگى نفس مفيد بيان كرده است .
از يك نمونه گاوشير
e . g . baker
در سال 1886 اين مواد را كشف و تجزيه كردهاند :
volatile oil
3 . 801
resin soluble im ether
16 . 002
resin soluble im alchol
7 . 675
gum soluble in water
71 . 820
insoluble matter
01 . 065 در بازار بين گاوشير و سگبيخ و ليوانت سگبيخ اشتباه مىشود . بايد به دقت ملاحظه
هامش
( 2 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 82 .