گل زرد رنگ و خوشبويى دارد رگهايى بسيار از يك بيخ شاخه مىگيرند گاوشير پوست ستبر و مزه تلخ دارد و از بويش گرانى حس مىشود گياه مافليس استقليقوس و فيلوس خيربيون را هم از تيره گاوشير شمردهاند . بهترين بيخ گاوشير آن است كه بر وسط مقابل ساقه قرار دارد بهترين شيره ( انگم ) گاوشير آن است كه بسيار تلخ مزه درون سفيد و بيرون آن زعفرانى رنگ است و ترد است و زود در آب حل مىشود هر آنچه سياه رنگ و نرم است حتما تقلب در آن شده و با بدران و موم آميخته شده است . جاورد شير نوعى است از ادويه نباتى كه او را به لغت پارسى گاوشير گويند و لاورشير نيز گويند . آن صمغ درخت كوهى است و چون نبات آن ظاهر شود و ساق آن را بشكافند و در اوايل وقت و حدوث آن و صمغ كه از آن بيرون آيد به تدريج مىگيرند . و نيكوتر آن است كه ظاهر آن به لون زرد باشد و ميان آن سپيد باشد و طعم آن تلخ باشد و اندكى چربى دارد و زود شكسته شود و بوى ياقوت دارد و چون زمانى در دست داشته شود و اثر گرمى دست به آن رسد بگذارد و گفتهاند از ميوه آن نيكوتر كه بر ساق آن باشد و طريق تحصيل صمغ آن ، آنست كه ساق آن را بشكانند و در زير آن برگهاى عريض بيفكنند تا آن بتدريج از و سيلان مىكند و بر آن برگهاى خشك شود ، آنگاه او را جمع كنند و در موضع پاكيزه كنند و بدل آن در ادويه شير انجير است . « 1 » جاوشير : صمغى باشد دوايى و معرب گاوشير است كه همان صمغ باشد در ترجمه صيدنه ذيل عنوان جاوردشير آمده است : آن را از اصفهان كه منبت اوست به اطراف برند . برگ آن درشت باشد و به زمين نزديك و رنگ آن در غايت سبزى باشد . چنان كه خيار و معنى مزغب گفتهايم و زغب آن به رنگ سپيده بود و شكوفه آن زرد باشد و بوى آن خوش بود و ثمر و بيخ آن تلخ باشد و سپيد بود به رنگ گران دارد و پوست بيخ آن ستبر باشد . « 1 » جاوشير در عربى معرب از گاوشير فارسى است .
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 173
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص١٧٣
هامش
( 1 ) - صيدنه ، ابو ريحان بيرونى ، ص 199 .
( 1 ) - فرهنگ داروها و واژههاى دشوار ، دكتر منوچهر اميرى ، ص 96 .