تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥

جمع كننده دهان و كمى تلخ و شيرين است و بهترين آن بزرگ ، زرد و بىدانه است . « 4 » رازى مىگويد علامت خوبى آمله رنگ سرخ و طعم تند است . « 5 » انسلى نوشته است : گل آن بوى پوست ليمو مىدهد . « 6 » رنگ آمله ، زرد مايل به سبز فام و خشك آن سياه و داراى طعمى ترش و بدمزه است . « 7 » آمله داراى انواع مختلف زير است كه هيچ كدام در ايران نمىرويد و در خواص مشابه نوع اصلى مىباشند : 1

Phyllanthus Reticulatus 2 P . Maderaspatensis 3
P . Urinaria
4
P . Simplex

5 « 1 » P . Niruri

ميوه ، برگ ، گل ، ريشه و دانه آن به مصارف درمانى مىرسد . « 2 » ميوه تازه و خشك ، تخم ، برگ بيخ و پوست آمله در داروها به كار مىرود . « 3 » در طب ، پوست كنده و بى دانه آن استعمال مىشود . چون در شير بخيسانند شير آملج نامند . آمله تازه را بايد چند روز در شير خيسانده ، سپس آن را خشك كنند ، زيرا آنچه در شير پرورده نشده باشد تلخ و بسيار قابض است . « 4 » آمله در روشهاى مختلف طبى مثل الوپاتيك ، هوميوپاتيك يونانى و اورويدك به كار رفته است . « 5 »

اسم :

آمله را به لاتينى :
Phyllanthus Emblica
به فرانسوى :
Emblique Officinale
به ايتاليايى :
Embelica
و
Myrobalano
به انگليسى :
Emblic Myrobalan

و به عربى : املج و السنانير مىگويند . « 6 » آمله را به لاتينى :

Phyllanthus

و به عربى آملج ، امبل ، اميله و انولا مىگويند . « 7 » اسم طبى آن

Myrobalanus

است . « 8 » به فرانسوى

Myrobalan Emblic

مىگويند . « 9 » به سريانى : ارها ، به رومى : قلوبا ، قلوبا ميخ ، قلوبا شير

هامش
( 4 ) - محيط اعظم ، ج 1 ، ص 111 .
( 5 ) - فرهنگ داروها ، ص 9 .
( 6 ) - فارماكو گرافيا ، ص 261 .
( 7 ) - بستان المفردات ، ص 59 .
( 1 ) - گياهان دارويى ، دكتر زرگرى ، ج 3 ص 31 .
( 2 ) - همان .
( 3 ) - همدرد ، ص 383 .
( 4 ) - تحفه حكيم ، ص 32 .
( 5 ) - همدرد ، ص 383 .
( 6 ) - گياهان دارويى ، دكتر زرگرى ، ج 3 ، ص 29 ؛ فارماكو گرافيا ، ص 261 .
( 7 ) - فرهنگ معين ، ج 1 ، ص 91 .
( 8 ) -R . Pدستور بريتانى ، ص 405 .
( 9 ) - لسان العرب ، ص 137 .