به انگليسى :
indian squill
و به هندى : كندا و جنگلى پياز گويند .
اين گياه در كتاب سانسكريت ذكر نشده ، اما هندوها در قديم از آن دارو درست مىكردند .
اطباى هند ( مسلمين ) اين نوع پياز را با پياز اروپايى در فوايد طبى يكسان دانستهاند و يونانيها آن را استعمال مىكردند . آنها اين پياز را با سركه و عسل مخلوط كرده به عنوان دارو تجويز مىكردند امروزه در بعضى تركيبات از اين فرمول استفاده مىشود . آن را هضم كننده ، خارج كننده بلغم ، ادرارآور و باز كننده قسمتهاى بسته شده بدن دانستهاند و در امراض فلج استسقاء روماتيسم ، سنگ كليه امراض جلدى و جذام استعمال
مىكردند . نيز آن را آورنده جريان توصيف مىكردند .
در اروپا پياز دشتى از زمان
hippocrates
بقراط استعمال مىشده و مصريها آن را در زمان قديم به الهه هديه مىكردند و آن را دور كننده ارواح بد مىشناختند . عربها نيز آن را مانند يونانيها استعمال و آن را به نام بصل العنصل و بصلالفار بيان كردهاند در ايران آن را پياز دشتى گويند و مردم اروپا نظرات مختلفى در باره آن نوشتهاند علماى مسلمان هند گفتهاند كه اين نوع پياز بيشتر در شنزار كنار دريا روييده مىشود و رنگ آن را سفيد و طعم آن را تند و تيز گفتهاند .
تجزيه آن از
dragendorffs
به اين نحو بيان شده است :
petroleum ether extract : 0 . 036 ? ether extract : 0 . 028 ? absolute alchol extract : 0 . 152 ? aqueus extract : 77 . 30 ? ash : 5 . 69 ?
بعضى انواع محلى پياز دشتى به نام (
scilla linn ) lede bouria
و نوعى پياز كوچك به نام
l hyacinthoides
كه در جنوب هند براى تب و تقطير و زيادى ادرار استعمال