تخطي إلى المحتوى الرئيسي

دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 654

مساهمون:

ص٦٥٤

كوچك ، كوهى و صحرايى مىباشد و بزرگ آن تا نيم رطل است . در اكثر كشورها زياد وجود دارد و توربانان بنگال لعاب آن را جهت استحكام و سختى به ريسمان و تاروپود پارچه پيش از بافتن مىمالند . قسمى از آن كشنده است . برگ آن شبيه به برگ زنبق ، برگش و پياز ولى دراز و عريض‌تر از آن‌ها و ساقه آن توخالى و سبز مائل به زرد است و از ريشه پياز آن ساقه‌اى كه كمى عريض است بر مىآيد و بر سر آن گلهاى سفيد طولانى و بوى گل آن به بوى گل نيلوفر شبيه است . « 1 » عنصل پياز موشى است برگش به برگ سوسن ، رنگ گلش مايل به سياهى و مزاج آن در درجه دوم گرم و خشك است . گياهى زيبا از تيره سوسنىها كه داراى پيازى حجيم و بزرگ مىباشد و در نواحى شنزار كناره‌هاى دريا بخصوص مديترانه ، افريقاى شمالى ، صقليه و كرس مىرويد . گلهايش كوچك سفيد مايل به سبز و ميوه‌اش به شكل كپسول و قهوه‌اى رنگ است و در تداوى ( داروها ) به كار مىرود . اسقبل ، پياز دشتى : نوعى از اين گياه در خراسان وجود دارد كه داراى گلهاى سفيد رنگ مىباشد . اين گياه را بصل الخنزير نيز گويند . پياز جنگلى را به عربى : عنصل ، عنصلان ، بصل العنصل ، بصل الفار ، بصل البر و بصل القى ، بصل الحنابل و بصل الحيه . به فارسى : پياز دشتى و پياز موش . به انگليسى :

squill
به لاتينى :
scilla urginea , scilla urginea , indica

به سانسكريت : بن پلاندو و به هندى : كاندا ، كولى كاندا ، كندا و جنگلى پياز گويند . و نوعى پياز است كه در جنگلها روييده مىشود و خيلى تند است . « 1 » پياز جنگلى :

urginea indica kenth
هامش
( 1 ) - محيط اعظم ، ج 3 ، ص 229 ؛ تحفه حكيم مومن ، ص 22 ؛ صيدنه ، ص 752 .
( 1 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 68 .