محله ( تحليل برندگى ) مىباشد و نيز اجزاى يابسه ارضيه است و آن مركب القوى است كه در آن دو نيروى متضاد است : يكى آنكه هر جامدى را مانند خون ، شير يا خلط غليظ حل مىكند . به جهت آنكه در آن حرارت است كه تشكيل اجزاى ارضيه از آن منعقد مىگردد . دوم آنكه مجمل هر ذائب است و مانع تمام سيلان و نزف از زنان به سبب يبوستى كه منشأ آن از اجزاى ارضيه است مىباشد . كازرونى گفته اين هر دو فعل از خاصيت و صورت نوعيه است . كيفيات را در اين هر دو مدخل نيست . « 2 » بهترين پنيرمايه متعلق به خرگوش است . تمام پنير مايهها گرم خشك و آتشين هستند . پنير مايه هر ماده جامدى را حل مىكند ، خواه خون باشد ، خواه شير منعقد شده در معده خواه خلط غليظ پنير مايه هر ماده گداختهاى را بند مىآورد . پنير مايهها لطافت مىبخشند و با اين خاصيت بدون شك خشكاننده هستند . جالينوس مىفرمايد : هر جا كه به گيرندهاى نياز است نوع حاد ( تند ) پنير مايه را به كار نمىبرم . پنير مايه خون منعقد شده در ششها را حل مىكند و اگر زنان پنير را بعد از تمام شدن حيض شياف كنند به باردارى آنها كمك مىكند و اگر قبل از پاك شدن حيض بياشامند مانع باردارى مىشود . پنير مايه در علاج بيدستر ، بيمارى خفگى زهدان ( انسداد زهدان ) مفيد است . « 1 » مقوى باه و مفرح قلب است ، اسهال را مىبندد ، رطوبت رحم را خشك مىكند ، بعد از دوران حيض اگر زن آن را شياف كند حمل را تثبيت مىنمايد ، سم مردارسنگ را مىكشد و مزاج پنير مايه هر حيوانى مطابق مزاج همان حيوان است . « 2 » به پنير مايه
دائرة المعارف بزرگ طب اسلامى ( فارسى ) — صفحة 605
مساهمون: مصطفى النوراني الاردبيلي
ص٦٠٥
rennaum , rennin
گفته شده است كه اين يك ماده ( انزايم ) است كه از شكم و رودههاى بچه گاو گرفته مىشود و آن را در اصطلاح طبى
bous taurus linn ( fam bovidae )
گويند . « 3 »
گوشت است . مقوى معده و رودهها و كليه ، دافع تشنج و لكن ديرهضم است . خلط صالح به وجود مىآورد و آمدن خون از دهن را مىبندد . پنيرى كه بوى
هامش
( 2 ) - محيط اعظم ، ج 1 ، ص 360 .
( 1 ) - قانون در طب ابو على سينا ، ص 63 ؛ تحفه حكيم ، ص 37 ؛ صيدنه ، ج 2 ، ص 766 .
( 2 ) - المفردات ، ص 164 .
( 3 ) - دستور بريتانى ، ص 1308 .