صورت بوته يك ساله و درختچه مىرويد .
پنبه به عربى : قطن ، قرفس ، مكهل . فارسى : پنبه و تخم پنبه . هندى : كالى كپاس ، كپاس و جنگلى كپاس . سانسكريت : كالانجنى ، كرشنابها و كرشتابخنى ، بوته آن را دونن مىگويند . انگليسى :
cotton
لاتينى :
gossypium herbaceum
در هند زياد كشت مىشود . ميوه آن را در هندى طينط مىگويند و وقتى كه رسيده شود باز مىشود و تخم آن را جدا مىكنند كه آن تخم را در هندى بنوله مىگويند و حاصل بعد از جدا شدن تخم و باقيمانده را كپاس رموئى يا پنبه يا قطن مىگويند . آن ميوه را در عربى : جوز القطن و عفاره ، در فارسى : كرزك خيروك و غوزه پنبه و در هندى تينت ، تيند دهيرمى مىگويند . نوعى بيابانى هم هست كه آن را در لغت سانسكريت تربوتى بن كارپاس و بهار دواخى مىگويند . « 1 » پنبه دانه عربى : حب القطن ، انگليسى :
cotton seed
، اردو : بنوله .
يكى از دانههاى روغنى معروف است كه از مغز آن استفاده مىكنند و اخيرا ثابت شده كه در آن ويتامين
B
زياد است .
رنگ آن : زرد كم رنگ . طعم : چوبى ، مزاج : گرم و تر در درجه دوم و مقدار خوراك مغز آن : 5 تا 9 گرم و روغن از 15 تا 30 گرم است
به فارسى : پنبه . به عربى : قطن . و به هندى اردو : روئى گويند .
سفيد ، نرم و شفاف .
اردو : روئى مع تخم . هندى : كپاس . عربى : قطن . سانسكريت : كارپاس .
انگليسى :
cotton .
در هند و پاكستان كشت شده ، ريشه آن كوچك و بوته آن دو ساله است . شكوفه آن به رنگ نارنجى و حقه ميان آن سرخ پر رنگ است . بعد از باز شدن غوزه پنبه داخل آن نمايان مىگردد كه در وسط آن تخم پنبه وجود دارد تخم آن را به حيوانات و دامها
هامش
( 1 ) - لاثانى لغات الادويه ، ص 192 .